معرفي فرهنگ ٔديدنيها وتوانمنديهاي دهكويه: شامل1200عكس (فارس لاردهكويه)

« راه دزدی » !

 


الف . مگر نمی بینی خیابان تنگ می شود و راه مال من است و من جلو تر از تو بوده ام ؟ چرا اتوموبیلت را زور چپان می کنی ، عمو ؟!

 

الف . مگر من می گذارم که حق مرا  پامال کنی ؟ خیال کردی سر گردنه است ؟

 

ب . خفه شو !

 

الف . آشغال !

 

ب . ... خودتی !

 

الف . خودتی !

 

ب . ... !

 

الف . ... !

 

صحنه دلپذیر و دیالوگ دلپذیر تری که ملاحظه می کنید ، در ترافیک خیابان های تهران نمی گویم زیاد است ، ولی کم هم نیست . شما خودتان جای نقطه چین های آمده و نیامده را پر کنید . مثلاً به جای آنها بنویسید : حضرت استاد (!) ، برادر ارجمند (!) و دشنام های دیگری از همین قبیل . البته شهر ما را « امّ القری » میخوانند . یعنی قریه ای که باید مادر و ریشه و الگوی قریه های دیگر باشد . ان شا الله در بسیاری از امور نیز چنین است ، اما از نظر اخلاق ترافیکی چطور ؟ اگر این صحنه و این دیالوگ را « گاهی » شاهد بوده اید نه « اغلب » پس حق دارید که در جواب بگویید از این عیب و علّت ها در همه زمان ها و مکان ها وجود دارد و نقص و نقض منحصر به اخلاق خیابانی ما نیست و همه جای دنیا ترافیکش مثل ترافیک ما است . یعنی هم صحنه دارد و هم دیالوگ . و لذا شاعری که در کلامش شکر باد ، فرموده است .

 

                 تنها نه من به خال لبش مبتلا شدم

 

                                 بر هر که بنگری به همین درد مبتلاست

 

اما اگر روزی روزگاری وسعت و غلظت این قبیل صحنه های دلنشین و دیالوگ های دلچسب را بیش از حد استاندارد شاهد بودید ، چه احساسی باید داشته باشید ؟  احساسات ترافیکی ما حتی در روز های سرد و سخت ِ زمستانی هم داغ است  . انگار همه ، بسیاری ، برخی ( انتخاب کلمه مناسب با خود خواننده است ) از خیل رانندگان اتوموبیل های کلاس بالای خیابانی ما واقعّا بر روی صندلی داغ نشسته اند . انگار کسی ، اول صبح سرما ، ساسات احساساتشان را کشیده و در رفته است . سرعت ، سبقت ، و سرقت ، گویی می رود که به ارکان اخلاق ترافیکی ما تبدیل شود . یا به قول بعضی از گزارشگران رسانه ای ، می رویم که داشته باشیم یک اخلاق خیابانی دلپذیری را .

 

اخلاق خلاق ترافیکی و تکنولوژی ما ، بر قاعده تاریخی و معروف « الحّق لمن غلب » استوار خواهد شد . بعضی ها که بیشتر از صاحب ِ دریچه جراًت و جسارت دارند ، از پای دریچه فریاد می زنند که استوار خواهد شد چیه ؟ بفرمایید استوار شده است . حق مال کسی است که غلبه کند ، یا ( اگر به جای غ با ق بنویسند ) قالب کند . باز هم همان می شود . یعنی فرهنگ و رفتار و اخلاق خودش را به زور در جامعه جا بیاندازد . همه میدانیم که تکنولوژی همان فن آوری است ، ولی در ترافیک ما « فوت و فن آوری »  است . البته فوت ( بر وزن سوت ) را استثنائاً را در اینجا با توجه به نتیجه نهایی ماجرا های خیابانی می توان فوت ( بر وزن صوت ) هم تلفظ کرد . در این صورت شاید واقعاً در عبارت « فوت و فن » ، دال دفن هم از قلم افتاده باشد ، چیزی که در این نوع از فرهنگ ماشینی یا شبه ماشینی و در این نوع از « فوت و فن آوری » فرهنگی یا فرنگی ( یا هرچه شما بفرمایید ) مشهود و مشهور است همان « راه دزدی » است . یعنی دزدیدن راه از یکدیگر . البته راه دزدی ، غیر از راه دزدی است ( زیر حرف « ه » در کلمه تکرار شده باید کسره بگذارید ، چون نرم افزار کامپیوتری ما با کسره گذاری مخالف است ) . « راه دزدی » در ترافیک ، یک صنعت جدید است .صنعت سبقت ، سبقت برای سرقت ، از اصول لوطی گری مدرن و از فنون جوانمردی جدید است  . در زمره حقوق شهروندی ( شهربندی ) است .

 

مردان خیابانی به مدد همین نوع از صنعت است که « حق کشی » می کنند . ضعیف کشی می کنند . قوی کشی هم می کنند و آن ، وقتی است که راننده همجوار را اهل عقلانیّت و منطق و شاًن و شخصیت و نتیجتاً مخالف انتقام گیری و شلوغکاری و دیوانه بازی ببینند . اگر برای لحظه ای ملاحظه فرمایند که روسری هم بر سر داری ، دیگر بر خود واجب می شمارند اثبات قدرت مردانگی  و رانندگی و برازندگی را . تا پس از آن ، کلمه « رجال » را که شنیدی  ، فوراً بفهمی با کی طرفی ؟ و یعنی چه ؟ و « شاًن  وشخصیت »  چگونه در جون این کلمه  سحر آمیز مستتر افتاده است . آنگاه بیا و تماشا کن در ترافیک تهران ، مراتب ایثار گری و جوانمردی و تواضع  و حق پذیری را . و گاهی هم روی اتوموبیلت این بیت را . چنانکه عادت و ادعّای برخی از مَشتی هاست بنویس :

 

              به دریا پا نهاد و تشنه لب بیرون شد از دریا

 

                                  مروّت بین جوانمردی نگر غیرت تماشا کن

 

... امّا « تواضع » و « جوانمردی » و « حق شناسی » ؟ سعدیا گرچه سخندان و مصالح گویی ، به عمل کار بر آید به سخندانی نیست . به « اتولرانی » نیست . به اتول رانی هست ! ...

 

اِنّ الله َ  اوحی الیَّ :

 

الف . اَّن تَواضَعو  ...

 

ب . حتَّی لا یَفخَر َ احد علی احد ...

 

الف . و لا یَبقی اَحد علی احد .

 

خداوند به من ( که پیامبر اویم ) وحی کرد : تواضع کنید ، فخر فروشی نکنید ، و هیچکس به حق هیچکس تجاوز نکند ...« رسول الله (ص) _ نهج الفصاحه » .

 

یادمان و یادتان نرفته است که ما را ، در جهان امروز ، امّت محمد (ص) می نامند . ملّت مسلمان می خوانند . چه موافق باشیم و چه مخالف ، چه اسماً چنین باشیم و چه رسماً ، چه از پی حقیقت و چه از سر عادت . پس بنا بر همین باید باشد که راهنمای کلام او را . حتّی در حوزه ترافیک خیابانی مان . پیشاپیش روشن نگه داریم و رفتار اجتماعی خود را با آن بسنجیم . اتّفاقاً در این حوزه ، به راهنمای روشن ، بیشتر نیاز داریم . هر چند دیری است که گویی خود را از « راهنما زدن » و چراغ راهنما روشن کردن بی نیاز می دانیم . متاسفانه در این حوزه نیز برخی ( هنوز نه همه و هنوز نه بسیاری ) از ما ، اخلاق دینی که هیچ ، اخلاق انسانی که آنهم هیچ ، حتی اخلاق قانونی را هم عملاً کنار گذاشته ایم . نباید پنداشت که مسائل ترافیکی در حدّ بحث و برسی اخلاقی و اجتماعی و دینی نیست . نباید پنداشت که کلاس  روانشناسی اجتماعی بالا تر از این حرف ها است . شاید روزی روزگاری بالا تر بوده است . ولی دیری است که این مشکل به معضل تبدیل شده  و کلاسش چندان بالا رفته و بالا تر رفته  ، که به حد ّ و اندازِۀ همین بحث ها و همین حرف ها رسیده است . و حتّی از این حد و مرز نیز عبور کرده ، کم کم رنگ فلسفی به خود گرفته است . برخی از فلاسفه  ترافیک ، بحث اصالت ماشین را دامن می زنند و برخی دیگر بحث اصالت انسان ( یعنی راننده همان ماشین ) را ! 

منبع:http://jalalrafie.blogfa.com/

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۰/۰۷/۳۰ساعت   توسط MAJID RAHI  | 


+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۰/۰۷/۳۰ساعت   توسط MAJID RAHI  | 


+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۰/۰۷/۳۰ساعت   توسط MAJID RAHI  | 


+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۲۸ساعت   توسط MAJID RAHI  | 


+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۰/۰۷/۲۶ساعت   توسط MAJID RAHI  | 


+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۰/۰۷/۲۶ساعت   توسط MAJID RAHI  | 


+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۲۵ساعت   توسط MAJID RAHI  | 


+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۲۴ساعت   توسط MAJID RAHI  | 


+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۲۴ساعت   توسط MAJID RAHI  | 


+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۰/۰۷/۲۳ساعت   توسط MAJID RAHI  | 

ايستاده از راست:غلامرضازارعي- ...-...-حيدر صفري-علاالدين تبيان-مرحوم مختاراسماعيلي-ببرازماهرو

نشسته ازراست:عباس سالخورده-زارعي-اصغرتبيان-غيبعلي محمديان-...


+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۰/۰۷/۲۳ساعت   توسط MAJID RAHI  | 

ايستاده از راست : ناصرنامجو-ابراهيم برزين-جعفراكرمي-شهيدماشااله صفري-غلامرضافرشتگان-ابراهيم نوروزيان-مرحوم مختاراسماعيلي

نشسته از راست: مصيب نامجو -راستين نامجو-غيبعلي محمديان-ماندني اكرمي-وحيدي

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۰/۰۷/۲۳ساعت   توسط MAJID RAHI  | 

 
+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۰/۰۷/۲۳ساعت   توسط MAJID RAHI  | 

منبع:www.dahkooyewebphoto.ir

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۲۱ساعت   توسط MAJID RAHI  | 

 ايستاده ازراست: غلامحسين كارگر-حسن هوشمند-فخرالدين مراديان-مرحوم ذوالفقار چراغي

نشسته: رمضان بازرگان

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۲۱ساعت   توسط MAJID RAHI  | 

درخت پشت سر گزي با نام گز لفا lofa مي باشد.

لفا:در گذشته آن قسمت از زمين كه را كه بصورت شراكتي به كشت گندم وجو اختصاص مي يافت را حراسه و آن قسمت از زمين را كه بصورت شخصي كشت ميشد را مقاسمه ميگفتند. در پايان درو كردن محصول آن قسمت از محصول كه عملكرد چنداني نداشت يا اينكه بصورت پراكنده وضعيف رشد كرده بود را به اصطلاح لفا lofaميكردند يعني اينكه هر كسي ميتوانست آنرا برداشت كند وديگر به صورت شراكتي وشخصي نبود. زمين فوتبال گز لفا هم در كنار اين گز واقع شده است وريشه كلمه لفا نيز احتمالا از اين نوع برداشت محصول گرفته شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۲۱ساعت   توسط MAJID RAHI  | 


+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۲۱ساعت   توسط MAJID RAHI  | 

ايستاده از راست:مرحوم ذوالفقار چراغي-رمضان بازرگان-حسين خورشيدي-غيبعلي محمديان-علاالدين تبيان-??-صادق زارعي

نشسته از راست:مرحوم مختاراسماعيلي-حيدر صفري-حسن هوشمند-فخرالدين مراديان-عباس سالخورده-غلامعلي ديانت


+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۲۰ساعت   توسط MAJID RAHI  | 


+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۲۰ساعت   توسط MAJID RAHI  | 


+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۰/۰۷/۱۹ساعت   توسط MAJID RAHI  | 


+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۰/۰۷/۱۹ساعت   توسط MAJID RAHI  | 

 ناصر حجازي


+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۰/۰۷/۱۶ساعت   توسط MAJID RAHI  | 


+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۰/۰۷/۱۶ساعت   توسط MAJID RAHI  | 

از راست:احمدمرزبان-ابراهيم نوروزيان- ابراهيم مرزبان-ببراز ماهرو- ?-?-عوض يونسي-ابوطالب فيروزي

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۱۴ساعت   توسط MAJID RAHI  | 


+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۱۳ساعت   توسط MAJID RAHI  | 


+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۱۳ساعت   توسط MAJID RAHI  | 

ايستاده ازراست: رمضان بازرگان-علاالدين تبيان- حيدرصفري-حسن هوشمند- ?-حسين خورشيدي-مرحوم ذوالفقارچراغي-غيبعلي محمديان-مرحوم مختار اسماعيلي-غلامعلي ديانت

ا


+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۰/۰۷/۱۲ساعت   توسط MAJID RAHI  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۱۱ساعت   توسط MAJID RAHI  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۱۱ساعت   توسط MAJID RAHI  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۱۰ساعت   توسط MAJID RAHI  | 

مطالب قدیمی‌تر