
ساره شهپر
پس از مراسم ازدواج در خطه لارستان مردم به ویژه خانواده داماد خیلی زود از عروسشان انتظار بارداری داشتند و اگر کسی این مرحله را به دو سال می کشاند برایش عیب و ایرادی تراشیده و گاه مرد را مجبور به گرفتن زن دوباره و تجدید فراش می کردند.به ویژه در بنارویه رسمی است که اگر تا سه سال کسی باردار نشود نامش وارد لیست زنان نازای روستا می گردد و بر همین اساس شوهران زنان خود را مجبور می کنند تا زود قبل از اینکه وارد لیست به اصطلاح "چهل تایی" گردند باردار شوند.اگر علت نازایی در زنان گرفتگی لوله رحم باشد برای رفع آن ابتدا شکم زن نازا را چرب کرده و مقداری نمک را در کیسه کوچکی ریخته و روی شکم زن آن را آتش می زنند و یک شیشه یا کوزه را وارونه روی کیسه قرار داده به این ترتیب شکم زن جمع می شود و آنها یکباره کوزه یا شیشه را بر می دارند و مشکل بر طرف می شود.[1][1]البته طلاقی در کار نبود چرا که آن را قبح می دانستند اما آوردن هوو سر زن اول چندان هم دور از ذهن نمی نمود.البته امروزه این کاربعضاً هشت تا ده سال نیز به تعویق می افتد و کمتر پیش می آید که حرف و حدیثی به میان آید. در گذشته که هیچ گونه وسیله ای برای تشخیص بارداری نبوده است به محض عقب افتادن دو وعده از عادت ماهانه زنان آنها را باردار تلقی می کردندو تجویز انواع و اقسام خوردنی ها توسط افراد با تجربه و مسن آغاز می گشت.در لار معمولاً رسم بر این بوده و است که در ماه سوم بارداری مادر دختر برای او مقداری شامی کباب و آش و ماست (در گذشته آش و نان و بادمجان کباب و گوشت خوابانده در ماست برای طبخ کباب و سبزی و لیمو )خیار سبز و ترشی و آب میون و نان محلی تهیه کرده و می فرستد.
انجام این مراسم برای شکم اول (بچه اول)بسیار حایز اهمیت بوده است. البته میزان تهیه آن صرفاً برای خود دختر نمی باشد و در بین اقوام شوهرش نیز پخش می شود.البته بنا به اقتضا اگر دختر عزیز کرده و تک دختر خانواده باشد یا بعد از مدت ها باردار شده باشد یا تک عروس خانواده شوهرش باشد یا به هر دلیل دیگر در این دوران هرگونه خوردنی که احساس شود مورد دلخواه و پسند اوست و به اصطلاح هوس (ویار)کرده که در لار آن را تحت عنوان "انگوکردن"می شناسند از هر سمت و سو همسایه , خواهر و خواهر شوهر و عمه و خاله و جاری و مادرشوهر و زن برادر و زن عمو و زن دایی و... هر که هر آنچه در توان داشته باشد تهیه و برای او می فرستد. حتی اگر همسایه چیزی بپزد و احساس کند زن باردار خانه مجاورش بوی آن را استشمام کرده و هوس می کند یا اگر فامیلی نزدیک در حرف هایش نام غذایی ببرد و زن بارداری بشنود و هوس کند به هر شکلی برایش تهیه و می فرستند و معتقدن اگر زن باردار چیزی هوس کند و نخورد چشمان فرزندش زاغ (رنگ سبزآبی کمرنگ که در دین اسلام به فرموده پیامبر چندان خوشایند و پسندیده نیست[2][1]) می شود.بهرحال این رسم در لار بسیار مورد تاکید است اما در روستاها و مناطق اطراف به صورت یک رسم نیست و اگر کسی تمایل داشته باشد این کار را انجام می دهد به ویژه برای بانوانی که در سه ماهه اول ویار سخت دارند و قادر به حرکت نیستند و سر حال نمی باشند و حال و حوصله پخت و پز ندارند یا بوی خوراک باعث حالت تهوع آنها می شود از سمت خانواده ها او را یاری کرده و برایش غذا تهیه می کنند.گاه ویار زن در این مدت آنقدر زیاد است که حتی از دیدن و بوی شوهر خود نیز حالش بهم می خورد و به خانه مادر خود پناه می برد.برای کاهش سختی ویار و عدم حالت تهوع او را از خوردن ماست منع می کردند و در عوض به او کشک و قره قورت می دادند.در لار و در بین شیعه نشینان منطقه لارستان در ماه پنجم بارداری و به اصطلاح وقتی روح در جنین دمیده شده است و به جنبایش آمده و از خطر سقط شدن تا حد زیادی گذشته است مراسمی گرفته می شود و همه فامیل و همسایگان و خانواده زن باردار و همسرش دعوت می شوند و در خانه خود یا مادر شوهرش به خواندن قرآن و مولودی و دعا می پردازند و با میوه و شیرینی و چای و شربت که مادر زن باردار تهیه کرده است از همه پذیرایی می شود.در این مراسم که تحت عنوان "لول اندازون"یا "قرآن گردن انداختن"می شناسند در گذشته چیزی بنام "مورگ بچ"(بچه)توسط مادربزرگ یا عمه یا مادر شوهر به گردن زن باردار می انداختند تا در حین 5 تا 9 ماهگی حافظ او و بچه اش باشد. در گذشته "مورگ"را به این ترتیب تهیه می کردند که یک تکه پارچه مشکی کوچک را به شکل کیسه ای مربعی شکل می دوختند و چهار دور آن را حاشیه دوزی کرده و گاه ین حاشیه ها از نخ های طلا بود و سپس مقداری آویشن و دو تا مهره(سیاه رنگ یا گوشتی رنگ)به علاوه دعایی از قرآن درون آن قرار داده و سر آن را می دوختند و با نخ قیطان بر گردن زن زایو آویزان می کردند در این نخ قیطان علاوه بر کیسه آویزان شده در دو طرف آن ناخن پلنگ و مازو و زاغ[3][2] و اشرفی نیز قرار می دادند. تهیه این مورگ به عهده مادر دختر بود و آن را به همراه یک سینی بادام سبز و نقل و شکر پنیر در روز مراسم به دخترش تقدیم می کرد.بعدها به جای مورگ از لوله های طلا در اندازه های کوچک که در آن نوشته هایی از قرآن یا دعا قرار می دادند استفاده شد و امروزه نیز آیاتی از قرآن یا نام خداوند یا دعای "و ان یکاد "[4][3]بر لوح های طلا حک کرده و با زنجیر طلا بر گردن زن باردار می اندازند و خرید آن نیز بر عهده مادر دختر است. پس از اتمام مراسم نیز همه با زن باردار روبوسی کرده و با نقل و بادام سبز او را برنش می کنند و به او سفارش می کنند که مراقب خود باشد و خیلی کارهای سنگین انجام ندهد و چیزهای سنگین بلند نکند,در ماه های آخر از خوابیدن زن باردار به کمر نیز ممانعت به عمل می آوردند مبادا بند ناف بر دور گردن بچه بپیچد و از بین برود..در ماه هفتم بارداری نیز مادر دختر که در این مدت مشغول تهیه سیسمونی(رختک)نوزاد بوده است همه وسایل شامل :ننی و بنه(گهواره),لباس های نوزاد مانند:کایه (مقنعه)و سربند ,رودده(پارچه ای نازک برای انداختن روی بچه به عنوان پشه بند و محافظت نوزاد از گرما و سرما و حشرات موذی),بلوز و شلوار ,دستکش,جوراب ,کهنه(پارچه های برای بستن و قنداق کردن و تمیز کردن بچه),قنداق و انواع و اقسام داروهای خانگی برای مادر و نوزاد و یک دست لباس برای دخترش که معمولا به رنگ سبز است و در روز حمام هفت استفاده می شود به خانه دخترش فرستاده و همه فامیل را برای دیدن و چیدن آنها دعوت می کنند.(البته رسم سیسمونی دادن در همه مناطق رایج نبوده مانند:درزو سایبان و در برخی مناطق نیز بر عهده خود مادر و پدر نوزاد است .در لار و برخی مناطق مانند گراش امروزه نیز این رسم پابرجا و بر عهده مادر دختر است و گاه به حدی در آن افراط می گردد که تا 4شکم هم بزایند وسایل به طور کامل استفاده نمی شود .لازم به ذکر است که هم مراسم "قرآن انداختن"و هم دادن سیسمونی صرفا برای فرزند اول انجام می گیرد و در زایمان های بعدی زن خود در پایان ماه پنجم همان مورگ یا قرآن دفعه قبل را بر گردن می آویزد و برای تهیه وسایل لازم بچه به کمک همسرش اقدام می کند و اگر چیزی استفاده نکرده از گذشته مانده باشد استفاده می نماید. در ماه نه و به اصطلاح نه ماه و نه روز تمام حال کمی دیرتر یا زودتر هنگامی که درد زن باردار شروع شد به سرعت قابله خانگی را صدا می زدند و مادر زایو مادرشوهر و چند تن از فامیل و همسایگان مجرب جمع می شدند و به تجویز انواع داروهای خانگی و محلی می پرداختند تا باد زن باردار گرم و گرمتر شده و فاصله آن نزدیک و نزدیک تر گشته و بالاخره زمان زایمان فرارسد .گاه ممکن بود هفت شبانه روز او درد بکشد و بچه تولد نشود اعتقاد بر این بوده است که این درد مادر را از عذاب جهنم می رهاند و از آتش نجات می دهد و بهشت را نصیب او می کند.از جمله داروهایی که در این زمان به او می خوراندند و به تفصیل در بخش طب سنتی ارایه خواهد شد زنیان ,مروه تر ,لفاتربک,باتروه,و دواهای مخلوط شده تحت عنوان"گل یکی" بوده است یا مخلوطی از پده و بابونه وفلفل ودست انبو[5][4] را به صورت دم کرده به زن باردار می دادند تا زایمانش سریعتر گردد در لطیفی از گیاهی بنام "پنجه مریم "استفاده کرده که از مکه می آوردند و در آب می انداختند تا باز شود و آب آن را به زن باردار می دادند تا بنوشد و در عملکرد زایمان تسریع حاصل گردد. در گذشته زنان بر روی خشت (آجر) و در منزل زایمان می کردند.و به این صورت بوده است که حصیری از الیاف خرما را بر زمین پهن کرده و بعد گل یا همان زه کف رودخانه که با آب باران می آمد را روی آن ریخته و 4 تا خشت را روی آن قرار می دادند و هر بار که درد به سراغش می آمد او را به سوی این خشت ها هدایت می کردند و روی آنها قرار می دادند به صورت نشسته سر پاها تا به خود فشار آورد تا بلکه موفق شود و نهایتا هنگامی که احساس می کردند درد اصلی ظاهر شده کسی در پشت زن زایو قرار می گرفت و قابله نیز در جلو وشیشه ای رادر دهان زن زایو قرار می دادند تا در آن بدمد و بتواند به خودش فشار بیاورد که سریعتر فارغ گردد و او را تشویق به فشار دادن می کردند تا سر بچه ظاهر گردد و قابله آن را گرفته و در تسهیل زایمان به زن زایو کمک می کرد.اگر زایمان سخت بود مردی را به بالای بام می فرستادند تا اذان گوید و مادر زایو مرتب نماز می خواند و دعا(دعای یاسین می خواندند) می کرد و از حضرت فاطمه[6][5] کمک می طلبیدند که حاضر شود و تن از تن[7][6] جدا کند. تا دختر و نوه اش سالم جان به در برند.پس از به دنیا آمدن نوزاد( در درز و سایبان اگر نوزاد پسر بود تیر و تفنگ شلیک می کردند ,در خور اگر نوزاد دختر بود یک گوسفند و اگر پسر بود دو گوسفند به خرج مادر زایو قربانی می کردند و بجای زیربنه(در سطور بعد توضیح داده می شود) آنها را بین مردم تقسیم می نمودند ,امروزه نیز در لار رسم بر این است که برای نوزاد تازه تولد شده در بدو ورود به خانه از بیمارستان قربانی کرده و گوشتش را بین همسایگان پخش می کنند.) و گرفتن آن توسط قابله زن را همچنان سر پا نگه می داشتند تا جفتش نیز بیاید(در دهکویه زرد چوبه را آب کرده و به زایو می دادند تا بنوشد و جفتش زودتر خارج گردد) و بعد او را بلند می کردند.سپس قابله یا همان "لالا"روی شکم زایو می نشست تا هر انچه چرکاب است از بدنش خارج گردد و از عفونت برهد و چهار زن قوی هیکل در چهارسوی او نشسته و دستها را در هم قلاب کرده و با پاهایشان از بالا تا پایین بدن او را می فشردند تا بادهای بدنش خارج گردد و بدن به شکل قبل باز گردد.پس از آن فک و پیشانی و شکم او را با پارچه محکم می بستند تا باد زایمان از آنها خارج گردد و زن زایو را تا چندروز از خوردن آب و مایعات منع می نمودند تا مبادا آب در شکمش جمع گردد و بدنش نافرم بماند.سپس لالا ناف بچه را با قیچی می چید و با ریسمان باقی مانده ناف را می کشید تا بادهایش خارج شود و با پارچه می بست.اگر این ناف دارای مهره های سبز بود اعتقاد داشتند که بچه بعدی و پشت سر او پسر خواهد بود و اگر مهره ها سفید بودند بچه بعدی پشت سر او دختر خواهد بود.اعتقاد دیگری نیز بود که اگر بچه پسر است و .... او سیاه است اولین بچه خودش دختر خواهد شد(در بنارویه اعتقاد بر این بود که اگر زن در هنگام عادت ماهیانه سیاه دانه نرم کند و بخورد طبعش برای پسر دار شدن مهیا و گرم می گردد).ناف و جفت بچه را در فاضلاب رها می کردند.گاه نیز در برخی مناطق جفت را به آب روان می سپردند و یا خاک می کردند یا بالای درخت می انداختند تا خشک شود و از دسترس حیوانات موذی در امان باشد چون معتقد بودند اگر جانوری به جفت آسیب برساند و یا آن را بخورد "چله"بر زایو می افتد و به نازایی مبتلا می گردد.لالا نوزاد را سر و ته به پا نگه می داشت و بر پشت کفل او می زد تا هر چه آلودگی است از دهانش خارج گردد و گریه کند و نفس بکشد و بعد او راتمیز می کرد (نمی شستند چون معتقد بودند چربی اولیه باید آرام جذب پوستش گردد و مفید است)لباس تمیزی بر تن او کرده و قنداق پیچ نموده و از یک فرد صبور می خواستند تا او را در گهواره قرار دهد تا صبوریش را به نوزاد نیز منتقل کرده و از بی آرامی کودک بکاهند.در گهواره بچه نیز ابتدا پلاستیکی پهن کرده و بعد کهنه ای انداخته و مقداری ماسه ریخته سپس نوزاد را روی آن می خواباندند تا ادرار و مدفدع بچه جذب ماسه گردد و به جایی نشت ندهد..سپس قابله باز هم به سراغ زایو می رفت و شکم او را فشار می داد تا اگر چیزی باقی مانده خارج گردد سپس با تخم مرغ و داروی محلی بنام" ونگو گازو" زخم هایش را مرهم می نهاد. اما ..... بایستی خودبخود جوش می خوردند و بخیه و دوخت و دوزی در کار نبود.اگر زن زایو دارای لک های حاملگی زیادی در بدن و صورتش بود همان موقع خون جفت را بر بدن و صورت او می کشیدند و اعتقاد داشت درمانی از آن بهتر نیست و بعد در چند روز آتی توتیا برپوست صورتش می کشیدند و خاصیت آن را نیز ضد لک حاملگی می دانستند نیز از سیاه دانه و مغز گردو که بو داده اند استفاده کرده و با روغن حیوانی بر تن و صورت زایو می کشیدند تا رفع لک گردد . سپس ابروهای مادر رانیز خطاط کشیده و مقداری از ماده ای ینام نیل آب می کردند که به رنگ سیاه است و به شکل صلیب بین دو ابروی مادر,روی دو گونه,سر دماغ,روی فک, و روی دست ها و پاها و روی دیوار بالای سرش می کشیدند.بند سیاه و سفید یا سبز و سفیدی نیز که بهم بافته شده بود برمچ دست راست و پای چپ هم مادر و هم نوزاد می بستند .سپس با اره یا داس بر دور مادر و نوزاد خیچ(خط)می کشیدند و کسی می خواند :خیچ می کشم بری بچ و بنه(بچه و گهواره) و کسی پاسخ می داد بکش که مبارک است.دوباره کسی می گفت خیچ می کشم برای مریم زادمو(کنایه از حضرت مریم که زایمان کرده است)و کسی پاسخ می داد بکش که مبارک است و بدین گونه دایره ای به دور مکانی که مادر و نوزاد خوابیده اند رسم می کردند. سپس اره را زیر سر مادر قرار می دادند تا روزغسل هفتم اره را با خود به حمام ببرد.در برخی مناطق نیز نعل اسب یا قیچی(در روستای دشتی دعای هفت هیکل نیز استفاده می شود) زیر سر مادر قرار می دادند.همه این آیین برای رفع آل و آل زدگی بوده است.
در گذشته از آنجاییکه همه خانه ها خشتی(ساخته شده از گل) بوده و درها و پنجره ها چوبی و هیچ گونه فلزی در ساخت منازل بکار برده نمی شده است مردم اعتقاد داشتند که آل که موجودی بوده شبیه پیرزنان(گاه نیز به شکل پیرمرد یا بانویی جوان ظاهر می شود) با موهای قرمز و بینی بزرگ و برای خوردن و بردن جگر زایو و بچه اش تا چهل روز مشتاق است و دست از تلاش بر نمی دارد پس بایستی همه گونه اقدام لازم به عمل آید تا جلو این اتفاق گرفته شود . مقداری جو سبز کرده نیز دور گهواره بچه و تشک مادر می ریختند تا رزق و روزی افزایش یابد.در چهل روز اول زایمان به هیچ وجه نباید مادر و نوزاد به ویژه نوزاد را تنها رها کرد و قرآن آب متبرک (آب دعا خوانده )نیز از جمله مواردی است که در اتاق آنها قرار می دهند.البته امروزه این اعتقادات کم شده و شکل خرافه به خود گرفته است اما هنوز هم کسانی هستند که این آئین را اجرا می کنند .امروزه علم به این درجه رسیده که گویند به دلیل ...... زیاد زنان در گذشته و نبود امکانات توهماتی به سراغ آنها می آمده و به حالی بد فرو می رفتند و گاه دچار اغما و بی هوشی می شدند و این مسائل را به عاملی چون جن و آل ارتباط می دادند.
برای نوزادان نیز عدم رعایت مسایل بهداشتی بوده که جان آنها را به خطر می انداخته و به اصطلاح آن زمان آل زده گی رخ می داده است. در گذشته اگر کسی دچار آل زدگی می شد به حیاط می بردند و دامنش را پر از جو می کردند و اسبی را می آوردند که از دامن او جو بخورد اگر اسب این کار را انجام می داد احتمال بهبودی او زیاد بود و گرنه امکان مرگ او می رفت.در مدت زایمان به ویژه تا حمام هفتم و گاه تا ده روز قابله مرتب صبح و شب برای رسیدگی و تر و خشک کردن نوزاد به خانه آنها می آمد .برای زائو نیز کارهای خاصی انجام می داد .او راشدید تا چند روز از خوردن آب می پرهیزاند تا مهره های کمرش به درد نیفتند و آب در شکمش باعث تورم نگردد. روز اول مقداری از ماده ای بنام "مومیایی"که از مکه می آوردند با آب و روغن حیوانی مخلوط کرده و با قاشق در دهانش می ریختند تا زخم درون دل و شکمش خوب شود و دوای موسوم به "گل یکی"(مخلوطی از جند داروی محلی که در فصل طب سنتی شرح داده خواهد شد)به او می خوراندند.روز چهارم به او داروی موسوم به "چهارتخمه"می دادند که مخلوطی از تخمه چند گیاه بود.روز پنجم به او داروی بنام "فلفل و دست انبو"می دادند . غذای او نیز شامل برنج(گاهی به دلیل طبع سردش منع می شود امروزه با آل بخارا سرو می گردد تا .......... شکم زایو نیز کمک شود) ,جوجه یا مرغ خانگی یا آب جوجه خانگی,آب گوشت با تریت نان ,گوشت برشته ,جگر(در بنارویه تا چهل روز به زن زائو جگر نمی دهند که مبادا آل به سراغش بیاید) و دنبه گوسفند و گوشت شکار بز کوهی به دلیل گرم بودن آن و چای و زنجفیل بود .او اجازه خوردن دور نان و حبوبات(چون نفاخ است) و ماست و دوغ و خیار سبز و هندوانه و هرآنچه که طبع غذایی سرد دارد را نداشت که مبادا بچه اش از شیر او بخورد و دل درد بگیرد .برای زیاد شدن شیر به او سفارش می شد که از شیر برنج ,برنج و خرما استفاده کند.این رژیم غذایی گاه تا چهل روز ادامه می یابد و بعد نیز آرام و به مرور شاید هر از گاهی نوعی جدید مورد آزمایش قرار گیرد که مبادا بچه به چیزی واکنش نشان دهد و متوجه نشوند.همان موقع تولد نوزاد نیز اندکی شیره خرما به او می دهند و یک انگشت کوچک از تربت (خاک کربلا که مقبره امام سوم شیعیان است و برای مهر نماز نیز از آن استفاده می شود و نزد مسلمانان شیعه مقدس است) و عسل را در سقف دهانش می کشند تا با اصطلاح کامش شیرین شود و سقش سیاه نشود (کنایه از زبان تلخ و شور در گفتار) و زبان به کلام خدا بگشاید و پدر بزرگ یا فرد صالح و با خدایی در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه می خواند. در گذشته در روز اول تولد از شیر مادر به او نمی خوراندند و فقط در صورت گریه کردن به او شیره خرما می دادند و اعتقاد داشتند خوردن آن باعث پاک شدن روده اش از .... شده و هر چه "پنده" درون روده اش مانده دفع می گردد. و بعد از یک روز و یک شب شیر مادر را برای او شروع می کردند و اولین قطرات شیر که بنام "آغوز"می شناسند و آن را بسیار مقوی برای نوزاد می دانند را هرگز از او دریغ نمی کردند[8][1]. مقداری آب قند نیز به کمک وسیله ای کوچک و فلزی که مانند پیمانه عمل می کند و سر باریکی دارد و برای دادن مایعات به نوزادان از آن استفاده می شود بنام "چونگو"به نوزاد می خوراندند و نیز اگر بسیار بی تاب و بی قرار بود مقداری زنیان و مروه تر نیز جوشانده و به او می دادند تا رفع دردهای و دل پیچه هایش شود .این دارو در منطقه لارستان به حدی کاربرد دارد و مورد استفاده است که بزرگ و کوچک آن را می شناسند و با وجو تلخی بیش از حدش چون از بدو تولد برایشان سرو می گردد به راحتی تحمل کرده و می خورند.
بالاخره پس از هفت یا ده روز مادر و نوزاد را به حمام برده و به اصطلاح آیین حمام هفته شوران را به انجام می رسانند و آنها را غسل می دهند. بند سیاه و سفیدی که بر مچ دست و پای مادر و نوزاد بسته اند را باز کرده و بعد از حمام دوباره می بندند و تا حمام چهله نگه می دارند.گاه این حمام را درون خانه و گاه در بیرون برگزار می کنند(حمام بیرون را از قبل قرق کرده و با همه طایفه و اقوام به حمام رفته و در حمام به نوشیدن شربت وکشیدن قلیان و آوازخوانی و دایره زدن می پردازند) .شب قبل از حمام داروهای گیاهی مانند "ونگوگازو , مهک (ریشه شیرین بیان) ,گل زرده , کمه"را با روغن حیوانی مخلوط کرده و بر تن مادر می کشند و تا صبح نگه می دارند تا در حمام بشویند و مرتب به او چای و زنجبیل و فلفل سیاه می خورانند تا عرق کند .در این فاصله مادر به فرزند خود شیر نمی دهد و فقط آب قند می خوراند. صبح کف حمام را با آجر داغ می کنند و مادر را به شکم روی آن خوابانده و گچ داغ بر کمر ,پشت زانو ها و کف پاهایش گذارده تا پس از نیم ساعت خود گچ مثل قالب جدا شود این کار را من باب این انجام می دهند که بدن سفت و منقبض شده و همه بادها و دردهای زایمان که بر اثر فشار شکل بدن را نافرم کرده از بدن خارج شود و استخوانها محکم گردد .در این حین سه تخم مرغ را که از قبل آب پز کرده اند سفیده و زرده جدا کرده و دو تا از زرده ها را در دو طرف دهان زائو قرار داده و یکی را زایو باید توسط ... خود به سمت بالا کشیده و نگه دارد (به این کار اصطلاحا تخم مرغ گرفتن گویند در برخی مناطق مانند گراش این کار توسط نبات صیقل داده شده که آویشن بر آن ریخته و در پارچه ای تمیز پیچیده اند انجام می دهند در روستای دشتی زردچوبه و چوب آزار را با روغن حیوانی پخته و زایو با دست خود آن را بر قسمت های ..... کشد تا زخم ها بهم جوش بخورند و بدن منقبض و محکم گردد) این کار نیز برای بستن و منبسط کردن ناحیه ... است که بر اثر فشار ....... شده است . پس از اتمام کار گچ ها که از بدن جدا شدند و زایو توانست برخیزد هر سه زرده تخم مرغ را از دهان و رحم خود بیرون انداخته و پاهای خود را نیز بر آنها کشیده و له می کند .مقداری تخم مرغ و گل سر شوی و سدر نیز آب کرده و مخلوط نموده و بر سر زایو می کنند و همانگونه که او در حمام آب گرم نشسته لالا تن و بدن او را با کیسه وسفیدآب چرک می کند و می مالد این حمام گاه ساعت ها به طول می انجامد در حین انجام کارهای مادر نوزاد را نیز به حمام آورده با روغن حیوانی و گل سر شور سر وتن و بدنش را می شویند و غسل می دهند. در برخی مناطق مانند:گراش ,بنارویه,درزو سایبان و فیشور مقداری گل محمدی کوچک و گیاه مورد(گاهی هفت گیاه مختل است) را شب قبل آب کرده و هنگام خروج از حمام چهل بار بر سر زایو می ریزند که نشانه از تمیزی و طهارت است(گاه فقط بر تنش ریخته و بر سر او نمی ریزند و بدون طهارت دوباره با آب او را از حمام خارج می کنند) .پس از حمام نیز مقداری گیاه کوهی که از صحرا آورده اند در دیگی بزرگ می جوشانند و تعداد زیادی تخم مرغ در آن ریخته تا آب پز شود و زایو را در بالای آن قرار داده و پارچه ای بر سر ش کشیده تا با بخار گیاهان خود را بخور دهد(زنان دیگر نیز پس از زایو برای تبرک خود را با آن آب بخور می دهند و اگر زنی نازاست او را نیز بخور داده و لای پتو پیچیده و می خوابانند تا به صورت نمایشی او را نیز زایو تلقی کرده و به اصطلاح مروه بزنند و او نیز حامله شود.) و به او چای و نبات یا شربت طارونه می دادند .پس از آن نیز تخم مرغ ها را بین افرادی که دعوت کرده اند تقسیم می کنند و با حلوا(حلوای جلاب یا درمو یا حلوای آویشن یا زیره است که از ترکیب آرد و شکر و آب و روغن تهیه می شود) نیز از آنها پذیرایی می نمایند.(امروزه به صرف نهار و به خرج داماد همه تا عصر در منزل زایو دور هم جمع هستند و خیلی ها کادو ها و برنش های خود را نیز در این روز انجام می دهند ,در گذشته بیشتر کادو ها بادام سبز و شکرپنیر و لباسی جهت نوزاد بوده است.)در بین مسلمانان ولیمه دادن برای امر ازدواج,زایمان,زیارت ,ختنه سوران بسیار مورد تاکید واقع شده است(در مناطقی مانند روستای دشتی یا درز و سایبان رسم گرفتن مراسم برای حمام زایو در کار نیست) . در شهر خور در روز هفتم برای نوزاد اسم انتخاب می کردند که با کسب اجازه از بزرگترها بود و اگر نوزاد پسر بود در آن روز سرش را می تراشیدند.در لار تا هفت روز نوزاد را به اسم یکی از ائمه صدا می کردند و بعد در صورت عدم انتخاب والدین با مشورت و احترام به بزرگترها اسم نوزاد تعیین می شدکه گاه به یاد پدربزرگ یا مادربزرگ متوفی از نام آنها الهام گرفته می شد تا یادشان زنده بماند.گاه اگر نوزادی برای خانواده نمی ماند از اسامی مانند "بمان"بهره می گرفتند یا اگر مرتب دختر بدنیا می آمد از "دختر بس"استفاده می کردند .اگر در ماه هایی مانند رمضان یا محرم به دنیا آمده بود همین نام را بر نوزاد اگر پسر بود می گذاردند و یا اگر برای رفع چشم زخم او را زیر غربال می خواباندند به نام "غربال"صدا می کردند .در روستای دشتی روز چهلم نوزاد را روی غربالی وارونه شده نهاده و مقداری نمک و آیینه و قیچی هم در کنارش قرار می دهند و سپس با آب گرم غسل می دهند تا از چشم زخم به دور باشد سپس اسفند دود کرده و برایش وضو می گیرند و اعتقاد دارند که من بعد آل به سراغش نمی آید . رسم دیگری که در این میان وجود دارد رسم دادن "زیربنه" به افراد است.این رسم به این صورت است که مادر دختر از قبل مقداری خوراکی مانند :مویز ,بنه (دانه گیاهی رنگ )کنار ,سنجد,اخور(الوک کوهی)را تهیه کرده و درسینی بزرگ در زیر بنه (گهواره )بچه نگهداری می کند و در طول این مدت هر کس از در و همسایه و فامیل که برای عیادت و عرض تبریک به منزل زایو می آید مقداری از آن را با بشقاب به او تعارف می کند .این خوراکی ها شور و شیرین هستند و به گونه ای تنقلک محسوب می شوند .شیرینی آن حکایت از کام شیرین دارد و شوری آن برای رفع چشم زخم است.این رسم از گذشته تاکنون بوده اما امروزه به قدر تغییر کرده که اصالت و مفهوم آن از یاد رفته است.(امروزه این تنقلات خوشمزه و مفید جای خود را به پفک ,تخمه,صمغ,شکلات و اسباب بازی برای کودکان داده است و به گونه صنعتی و تجملاتی شده است.)در برخی مناطق مانند :گراش یا بنارویه رسم است که پول به عنوان "زیربنه"داده می شود و مادر دختر از قبل تهیه دیده و در صورت کم بودن و ازدیاد مهمانان مادرشوهر نیز کمک می کند . بدین گونه پس از هفت الی ده روز مراسم زایمان به پایان می رسد و لالا یا همان قابله دستمزدش را که در حد کله قند ,روسری ,پارچه و مقداری پول بوده است گرفته و منزل را ترک می کند .اما معمولا تا چهل روز مادر و خواهران زایو نزد مادر و نوزاد می مانند و او را تنها نمی گذارند .یکی از کارهایی که در این مدت زنان برای زایو انجام می دهند و انجام آن را ثواب می دانند شستن پارچه های ....... زن زایو ست . پس از حمام چهله که زن زایو به طور کامل از .... پاک شده است و بایستی غسل چهله نماید نوزاد را نیز غسل می دهند چراکه توانسته در مقابله با آل و جن جان سالم به در برد و به گونه ای از خطر جسته و وارد مرحله زندگی پایدار شده است.در برخی مناطق در این مراسم نوزاد را با آب جوشانده های کوهی غسال داده و آب را با کاسه ای موسوم به چهل کلید بر سر و تن او می ریزند .گاه مادر و نوزاد را لباس سبز می پو شانند و پولی را در پارچه ای سبز پیچیده و بر چشم نوزاد می بندند و شخصی که دارای فضایلی نیکو است و آب دریا را نیز به چشم خود مشاهده نموده است [9][2] بایستی آن را از چشمانش باز کند در این مراسم نیز مردم مدعوع با حلوای جلاب یا درمو پذیرایی می شوند. در گذشته معمولا نوزاد را تا چهل روز از چشم غریبه ها مخفی می کردند به ویژه اگر شخص بدقدم بود یا زن مطلقه,شوهر مرده,زنی که بچه سقط کرده ,یا کسانی که بد زبان و بدنیت اند را از دیدار نوزاد منع می کردند تا مبادا بیمار نشود[10][3].
در بین اهل سنت ومنطقی مانند: فیشور ,اوز,دشتی و... رسم" قرآن گردن انداختن"وجود ندارد و ویارانه و سیسمونی نیز نه در حد رسم و بسیار اندک صورت می پذیرد. در بین اهالی اوز رسم است که برای هر چند شکم زایمانی که صورت می گرفته است در روز نهم اقوام و نزدیکان برای نهار مهمان خانه زایو می شوند و هم زایو هم سایرین خود را بر روی بخور هفت گیاه بخور می دهند برای تبرک و بعد از آن زن زایو را در لحاف پیچیده تا عرق کند و درد از تن و بدنش رها شود در این روز مهمانان کادو ها را آورده و زایو نیز با لباس سبز زری در جمع آنها حاضر می شود .در گذشته در روز سوم زایمان مادر زایو حلوای جلاب طبخ کرده و بین همسایگان پخش می نمود و آنها نیز در کاسه اش کله قند یا مقداری شکر پس می فرستادند که امروزه به روز نهم موکول شده است[11][4].رسم نهادن قند یا شیرینی در بشقاب غدایی که به درب خانه آورده می شود یا حتی اگر چیزی در خانه نیست برگ سبز درخت جای آن می نهند در خطه لارستان امری متداول و رایج است و به گونه ای سپاس گزاری از فرستاده غذا و طلب روزی و برکت و شیرین کامی برای آنهاست.
منبع :سايت بنياد بازشناسي لارستان كهن
برگرفته از کتب "میراث باستان".تالیف:مروان خرم روز.انتشارات ایلاف.1390.ص46[1][1]

نام علمي :Eucalyptus spp .
خانواده : Myrtaceae
ريخت شناسي گياه :
اكثر گونه هاي اين گياه ، درختاني با ارتفاع زياد بوده دو شكل بودن برگها در غالب اكاليپتوس ها عموميت دارد. برگها سرنيزه اي ويا بيضي شكل و كشيده به رنگ سبز تيره، سبز- خاكستري و يا آبي نقره اي هستند.گلها داراي 4 يا 5 عدد گلبرگ به هم پيوسته بوده و غنچه ها هنگام شكفتن گل، با برخاستن پرچمهاي خميده از جا كنده شده و مي افتند. گلها در گونه هاي مختلف در رنگهاي مختلف سفيد، كرم و يا قرمزدر فصل بهار ، تابستان وپائيز ظاهر مي شوند.
ساکنین اولیه استرالیا- بومیهای استرالیایی- از برگهای اکالیپتوسبرای درمان جراحات و پایین آوردن تب استفاده می کردند. آنها همچنین میدانستند اگر در منطقه بیابانی استرالیا به نام “آتبک” (Outpack) با بی آبیمواجه شوند، می توانند ریشه های اکالیپتوس را، که آکنده از آب است، از زمینبرای رفع تشنگی بیرون بیاورند.
برگهای اکالیپتوس و روغنی که آنها تولید می کنند سبب کشتن باکتریها ورفع ناراحتیهای تنفسی افراد مبتلا به خناق، آسم و برونشیت میشود. اگر سابقهمصرف ویکس دارید، آنگاه احتمالاً خنکی و احساس سوزش ناشی از مرهم روی پوستو پاک شدن سینوس ها در اثر رایحة نعناعی و معطر را به یاد خواهید آورد. درواقع این اثرات روغن اصیل اکالیپتوس است.
اکالیپتوس به انواع عطر، صابون و برخی از مواد غذایی و نوشیدنیها اضافهمیشود. از این گیاه همچنین به عنوان عامل دفع حشرات نیز استفاده و به روغنشمع و افشانه های حشره کش نیز اضافه میشود. اگر به هیره ها (حشرات) گرد وغبار آلرژی دارید، می توانید اضافه کردن چند قطره روغن اصلی اکالیپتوس بهمایع شستشوی لباسهایتان را مورد توجه قرار دهید.
تحقیقات اخیر مؤیداین است که این گیاه دارویی تعداد هیره ها (حشرات)ی گرد و خاک را تا حدزیادی کاهش می دهد و راه تنفس شما را بازتر می کند. اگر در خانة خود شاهدسوسک هستید، اضافه کردن چندین قطره روغن اصیل اکالیپتوس بر لباسهای مندرس وگذاشتن آنها را در کمد لباسهایتان امتحان کنید (دقت کنید لباسهای مزبور رااز مواد غذایی یا ظروف دور نگهدارید).
به خاطر داشته باشید که روغن اکالیپتوس فوق العاده برای انسان سمی است ودر مصرف آن باید دقت کنید. اگر فرزند دارید، اطمینان پیدا کنید که روغنهایاصیل این گیاه دور از دسترس او نگهداشته شود
.
معرفی گیاه
اکالیپتوس بومی استرالیا است، و در این قاره غذای اصلی موجود در وعدهغذایی خرسهای کوآلا محسوب میشود. امروزه این گیاه در سرتاسر جهان از جملهایالات متحده کشت میشود. اکالیپتوس گونه های بسیاری دارد. برخی از گونه هایآن به اندازه گلهای تزئینی و برخی دیگر به اندازه درختان بزرگ است.
اکالیپتوس لثه آبی یا درخت تب استرالیا، شناخته شده ترین گونه اکالیپتوساست که مصرف پزشکی دارد. ارتفاع این گیاه به ۲۳۰ پا می رسد. برگهای ۴ تا۱۲اینچی این گیاه سبز تند و براق است. وقتی پوستة خاکستری آبی این گیاهکنده میشود، زیر آن پوسته کرمی رنگ وجود دارد.
ترکیبات گیاه چای و عصاره این گیاه از مادة برگ خیس خورده در محلول الکلکه دارای مواد فعال است، تهیه میشود. پاره ای از این عناصر و ترکیبات فعال “تانین” و “فلاونوید” نامیده میشوند. روغن اصیل برگ تهیه شده از تقطیربخار عمدتاً از عنصر فعالی به نام “سینوئول” تشکیل شده است. روغن این گیاههمچنین حاوی سایر عناصر شیمیایی گیاهی است
اشکال موجود
این گیاه به صورت روغن مایع اساسی، روغن اساسی به شکل پماد تنتور برگ (محلول تهیه شده از گیاه و الکل یا گیاه، الکل و آب)، برگ خام و چای قابلدسترسی است. قطره های ضد سرفه تجاری، انواع شربتها، مایعات تبخیر کننده،روغنهای مالیدنی، انواع خمیردندان و مواد شستشوی دهان حاوی روغن اکالیپتوسیا ترکیب اصلی آن یعنی سینئول است
نحوه مصرف
این گیاه برای درمان التهاب سینه، ریه ها، بینی و گلو بکار می رود و میتواند برخی از گونه های باکتری و همچنین برخی از انواع قارچها را از بینببرد. وقتی ازاین گیاه دارویی برای مصرف موضعی استفاده می کنید، می توانددرد رماتیسمی را تسکین بخشد. قبل از مصرف میزان ریز یا هر میزان مصرف، باپزشک معالج خود مشورت و از دستورات ایشان پیروی کنید.
* جوشانده برگ اکالیپتوس (برای احتقاق): ۱/۲ تا ۱ میلی لیتر روزانه.
* روغن برای مصرف موضعی (برای مقاصل متورم یا احتقاق سینه): ۳۰ میلی لیتر روغن اکالیپتوس را به ۵۰۰ میلی لیتر آب ولرم اضافه کنید.
* اکالیپتول: روزانه ۰/۰۵ تا ۰/۲ میلی لیتر (۱ تا ۲ قطره برای هر لیوان آب جوش).
* روغن اکالیپتوس (برای استعمال موضعی): نصب تا یک میلی لیتر (۱۵ تا ۳۰قطره) روغن مزبور را به نصف لیوان روغن مایع (کنجد، زیتون و غیره) اضافهکنید.
* به منظور استفاده استنشاقی از این گیاه داروئی، ۵ تا ۱۰قطره از روغنآنرا به ۲ لیوان آب جوش اضافه کنید و سپس حوله را بالای سر خود بکشید وبخار آنرا استنشاق کنید
.
نکات احتیاطی
در دوران بارداری یا شیردهی از مصرف اکالیپتوس پرهیز کنید. روغن اینگیاه اگر استعمال موضعی داشته باشد، سمی نیست. اما نباید از این گیاه برایمصارف داخلی استفاده کرد. انجمن فرآوردهای گیاهان دارویی آمریکا برگاکالیپتوس را از نظر بی خطری در ردیف و درجه دو ارزیابی کرده است. درجه ۲به معنای این است که در کاربرد این گیاه محدودیتهایی متصور است.
در ارتباط با عصاره های برگ اکالیپتوس باید گفت که افرادی که مبتلا بهالتهاب معده ای- روده ای یا التهاب مجرای صفراوی هستند، باید از مصرف عصارهبرگ اکالیپتوس اجتناب کنند. در صورت ابتلا به ناراحتی کبد نیز از مصرف آنپرهیز کنند. در صورتی که مشمول هر کدام از این حالات هستید، با پزشک خودمشورت کنید.
از مصرف بی رویه عصارة مزبور نیز اجتناب ورزید. “تانین” موجود در عصارهاین گیاه می تواند، در صورتی که بی رویه مصرف شود، به انواع شکم درد یاآسیب کبدی و کلیوی منجر شود. هرگونه روغن این گیاه را به صورت یا بینیکودکان زیر دو سال نمالید
.
تداخل های احتمالی
روغن و عصاره اکالیپتوس می تواند اثرات داروهایی را که برای درمان کمبودقند خون بکار می رود، خنثی کند. اگر به بیماری افت قندخون مبتلا هستید،مطمئن شوید که پزشک شما قبل از آغاز درمان با این گیاه در جریان امر واقعشده است.
اسانس اکالیپتوس:
این اسانس از برگهای تازه وغنچه های گل به وسیله تقطیر با بخار آب در استرالیا، الجزایر و فرانسه تهیه میشود. راندمان آن نیز از ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ گرم اسانس برای هر ۱۰۰ کیلو گرم برگ تازه است.
اسانس تقطیر اول چون خلوص زیادی ندارد، مقداری سود به آن میافزایند و سپس مجددا تقطیر میکنند. این اسانس مایعی بسیار سیال با تحرک بی رنگ و یا به رنگ زرد بسیار روشن است. بوی آن قوی، با عطر مخصوص و طعم آن ابتدا خنک کننده ولی تدریجا سوزاننده میشود.
اسانس اوکالیپتوس در گرمای ۱۵ درجه وزن مخصوص بین ۹۱/۰ تا ۹۳/۰ دارد. این اسانس باید در شیشه های کاملا دربسته در محل خنک دور از نور و روشنایی قرار گیرد.
خواص درمانی وموارد مصرف:
برگ اکالیپتوس تنها قسمت مورد استفاده گیاه از نظر درمانی است که برگهای مسن مناسبترند و اثر قابض، تب بر، ضد نزله و ضدعفونی کننده دارد.
از اکالیپتوس به عنوان معرق در بیماریهای جلدی مزمن، بندآورنده خون در خونریزی ها ونیرو دهنده سلسله اعصاب درموارد سرگیجه، سنکوپ و همچنین ضد تشنج و رفع اسهالهای مقاوم استفاده میشود.
در استعمال خارجی به دلیل داشتن اثر قابض و ضد میکروبی جویدن برگ آن در رفع درد لثه و دندانها مؤثر است.
اکالیپتوس اثر خلط آور و ضد اسپاسم دارد و در تسکین علائم سرماخوردگی موثر است و بخور آن به عنوان ضدعفونی کننده مجاری تنفسی کاربرد دارد. استفاده به این شکل نه تنها احتقان بینی را برطرف میکند بلکه از تکثیر ویروس سرماخوردگی جلوگیری مینمایند.
این گیاه به دلیل داشتن سنیئول باعث رفع لارنژیت والتهابات حلق وگلو میشود. همچنین بسیاری از باکتریها و قارچها را از بین میبرد و زمانیکه برای مصرف موضعی استفاده میشود میتواند دردهای روماتیسمی را تسکین دهد.
آزمایشها نشان دادهاند که کورستین وهایبروزید موجود در اکالیپتوس اثرات ضد ویروس آنفلوانزی تیپ A را دارد.
اوکالیپتوس درخت همیشه سبزی است به ارتفاع بیش از ۹۰ متر و تقریباً درهمهجای دنیا وجود دارد. قسمت مورد استفاده، در گیاه درمانی، برگ تازه یاخشکشده آن است که اسانس مفیدی دارد. مصرف و عملکرد: به صورت بخور،ضدعفونیکننده مجاری تنفسی است؛ و به صورت قطره یا شربت ضدسرفه است؛ و بهصورت خمیردندان و دهان شویه نیز مصرف درمانی دارد.
همچنین ضدتب، خلط آور، پایین آورنده قند خون ( انواع دیابتها ) است درگذشته نیز، پودر برگ آن برای پر کردن دندانهای پوسیده کاربرد داشته است.
طریقه و مقدار مصرف خوراکی: ۲۰ تا ۵۰گرم برگ اوکالیپتوس را در ۴ لیوان آبجوش دم کنید و صبح و ظهر و شب هر دفعه یک یا دو استکان با شکر یا عسلتناول کنید. هشدار: زیاده روی در مصرف اوکالیپتوس، مثلاً خوردن ۴ تا ۲۴سانتیمتر مکعب از اسانس اوکالیپتوس، محرک شدید معده و روده است و باعثسرگیجه و کهیر و حتی مرگ انسان می شود
.
مصرف اوکالیپتوس با روغن زیتون به صورت موضعی رماتیسم را درمان میکند. اوکالیپتوس درختی است بزرگ که ارتفاع آن در شرایط اقلیمی استرالیا که موطناصلی آن است تا یکصد متر نیز میرسد. نام دیگرآن آلگ بوده و بیش از ۴۰۰گونه دارد. برگهای جوان اوکالیپتوس به شکل قلب، متقابل، افقی ولی برگهایمسن و کهن آن متناوب است. این گیاه برای درمان مالاریا و تب حسبه یاتیفوئید مفید است، اشتها را باز و سوءهاضمه را برطرف میکند، مجاری تنفسیرا ضد عفونی و ترشحات آن را خشک میکند، برای درمان دیابت یا مرض قند وسوزاک مفید است. همچنین تب بر، کرم کش و آنتی بیوتیک است و برای درمانآنفلوآنزا تجویز میشود. برای معالجه برونشیت مزمن، سل و آسم اثر بسیارمفیدی دارد و دراستعمال خارجی به عنوان بی حس کننده، ملایم موضعی و ضدعفونی کننده مصرف میشود.
اوکالیپتوس،ضدعفونی کنندۀ مجاری تنفسی و برای درمان بیماری های دستگاه تنفسی مورداستفاده قرار می گیرد. این گیاه با اثر گذاری مستقیم بر روی سلول های نای،ترشح ها را افزایش می دهد و مخاط ها را از بین می برد. در نتیجه،اوکالیپتوس تأثیر ضد سرفه خواهد داشت، که از طریق اثر ضد عفونی کنندگی بازهم تقویت خواهد شد؛ علاوه بر اینها، اوکالیپتوس مانع از رشد باکتری ها وقارچ ها خواهد شد.
در نهایت، برگ های اوکالیپتوس ضد سرفه، خلط آور و ضد عفونی کننده هستند،ضمناً به درمان مشکلاتی نظیر برونشیت، گلودرد، سرفه، سرما خوردگی، گرفتگیبینی و... نیز کمک می کنند.
در موارد مشکلات نای، دردهای گلو و سرفه، اوکالیپتوس به شکل پودر، تنتور ( الکل یا اِتِر که از عناصر فعال مواد معدنی نباتی و حیوانی استخراج می شود) و شربت مورد مصرف قرار می گیرد. البته می توان آن را برای ماساژ سینه بهعنوان مرحم، پماد یا عصاره استفاده کرد.
در موارد گرفتگی بینی یا سرماخوردگی، استنشاق اوکالیپتوس بسیار مؤثر است (جوشاندۀ برگ ها یا عصارۀ اوکالیپتوس). البته بخور از راه بینی نیز بسیارمفید خواهد بود.
دیگر خواص اوکالیپتوس
اوکالیپتوس به عنوان یک ضد عفونی کننده برای مقابله با عفونت های مجاریادراری (التهاب مثانه، کولیباسیلوز و...) نیز مفید فایده است. همچنینالتهابات مخاط معده ای و مخاط روده ای را هم بهبود می بخشد.
این گیاه خواص متعدد دیگری هم دارد:
مقابله با گرگرفتگی و تپش در زنان یائسه.
مقابله با رماتیسم.
مقابله با میگرن.
مقابله با خستگی های موقت.
به عنوان ضد عفونی کنندۀ زخم ها، سوختگی ها و کهیرهای پوستی.
در نهایت باید اضافه کرد که اوکالیپتوس خواص هیپوگلیسمیک (که قند خون راکاهش می دهد)هم دارد، این خاصیت که وابسته به وجود فلاونوئید است بر رویانسان آزمایش شده و به اثبات رسیده است.
اوکالیپتوس ضدعفونی کننده و حشره کش هم هست
اوکالیپتوس خواص ضدعفونی کنندگی دارد، به کمک این گیاه می توانید هوای محیطداخل را سالم کنید، به این ترتیب که چند برگ از آن را بجوشانید یا عصارۀآن را در هوا انتشار دهید، یا حتی ساده تر می توانید این گیاه را داخل یکظرف آب بگذارید و در محیط خانه قرار دهید.
با مالیدن اوکالیپتوس بر روی پوست، حشرات مزاحم از جمله پشه، نزدیک تان نمیآیند. با ماساژ اوکالیپتوس بر روی موها، شپش ها دور می شوند. مالیدن اینگیاه بر روی موی حیوانات نیز، باعث دور شدن کک و دیگر انگل ها می گردد.
بخور اکالیپتوس برای کاهش سردردهای سینوزیتی
محمد صالحی سورمقی، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهراندرباره ی اکالیپتوس می گوید: اکالیپتوس یکی از گیاهان دارویی است که برای از بین بردن احتقان استفاده می شود.
گیاه دارویی اکالیپتوسباز کننده ی بینی است و برای کسانی که دچار سینوزیت هستند می تواند کمک کننده باشد. البته اکالیپتوس، ماده ی درمان کننده یسینوزیت نیست و می تواندسردردهای ناشی از سینوزیت را کاهش دهد.
اکالیپتوس موجب کاهش میکروب ها در سینوس ها می شود و در سال های اخیر از اکالیپتوس درآدامس و آبنبات استفاده می شود که می تواند تأثیرات مناسبی را برای بدن داشته باشد
.
توصیه های لازم
/**/
در دوران بارداری یا شیردهی از مصرف اکالیپتوس پرهیز کنید.
روغن این گیاه اگر استعمال موضعی داشته باشد، سمی نیست؛ اما نباید از این گیاه برای مصارف داخلی استفاده کرد.
درارتباط با عصاره های برگ اکالیپتوس باید گفت، افرادی که مبتلا بهالتهابمعده ای - روده ای یا التهاب مجرای صفراوی هستند، باید از مصرفعصاره یبرگ اکالیپتوس اجتناب کنند. در صورت ابتلا بهناراحتی کبدنیز از مصرف آن پرهیز کنند.
ازمصرف بی رویه ی عصاره این گیاه هم اجتناب کنید زیرا تانین موجود درعصارهی آن می تواند در صورتی که بی رویه مصرف شود، به انواعشکم درد یا آسیب کبدی و کلیوی منجر شود.
روغن و عصاره اکالیپتوس می تواند اثرات داروهایی را که برای درمان کمبود قند خون به کار می رود، خنثی کند. اگر به بیماریافت قند خون مبتلا هستید، مطمئن شوید که پزشک شما قبل از آغاز درمان با این گیاه در جریان امر واقع شده است..
................................





|
گیاه تاتوره : سیب زمینی solanaceae |
:تیره |
|
Datura Stramonium L. |
:نام لاتین |
|
Thorn apple – Apple ofperu |
:نام انگلیسی |
|
تاتوره |
:نام فارسی |
|
طاطوره |
:نام عربی |
به موازات تلاش برای تهیه غذا و پوشاك به حفظ سلامت خود نیز میاندیشید، بنابراین اندیشه و تفكر برای تامین سلامتی و یافتن روشهایی برای سالم زیستن و رفع ناراحتیهای بدنی یا ناخوشیها كه بعدها به علم طب معروف شد.
مسلما درردیف اولین جرقههای فكر انسان بوده و تلاش برای سالم زیستن و علم طب دارای ابعادی بسیار وسیع به درازی تاریخ خلقت انسان و پهنای هزاران تحقیق و تجسس و تجربه است. چینیها و ژاپنیها معتقدند كه اطلاعات طبی آنها برپایه طب گیاهی از صدها قرن قبل وجودداشته و مدارك تاریخی دردسترس آنها نشان میدهد كه از سههزار سال قبل از میلاد مسیح باغها و مزارع بزرگی برایپرورش گیاهان طبی درآن كشور احداث شده بود.
طب گیاهی درسایر مناطق در هندوستان و سایر كشورهای خاور دور یونان و مصرو ایران وكشورهای عربی و سپس دراروپا و سایر نقاط دنیا انتشار یافت.یونانیها معتقدند كه طب هندی قدیمیتر از طب یونان است و از مشخصات طب هند این است كه معالجه با گیاهان را با اوراد و سحر و جادو توام كرده و عملی میكردند.
بقراط اولین كسی بود كه روشهای منطقی و علمی استفاده از گیاهان را برای معالجه بیماریها ذكر كرد.او براهمیت توجه به اینكه از چه قسمتهایی از گیاه ، گل ، دانه ، ریشه ، پوست، برگ یا تمام گیاه باید استفادهشود، درچه فصلی برداشت شود، چطور جمعآوری و به چهنحو در آفتاب یا در سایه خشك گرددو تازه یا خشك مصرف شود و نكاتی ازاین قبیل تاكید كرده است. دردوره هخامنشی طب گیاهی درایران گسترش فراوان یافته و مدرسه معروف طبی جندی شاپور تاسیس شد. از پزشكان معروف ایرانی محمد زكریا رازی 925-850 میلادی میزیسته است كه مولف دایرهًالمعارف پزشكی است.
درقرن بیستم تحقیقات فراوانی برروی خواص دارویی گیاهان انجام گردید و امروز دارو با ماده موثره طبیعی بعنوان دستاوردی جدید در عالم پزشكی مطرح گردید. و یك سوم داروهای مورد استفاده انسانها از نوع گیاهی میباشند و گرایش به سمت استفاده از داروهای گیاهی كمكم بیشتروبیشتر میشود به نحوی كه انتظار میرود باتوجه به اثرات مضر داروهای شیمیایی این روند سریعتر انجام گیرد. بااینحال سالانه صدها هكتار از زمینهای زراعی كشورهای غربی و آمریكا برای كشت گیاهان دارویی اختصاص مییابد بطوریكه درسال 1988 در آمریكا 65000 هكتار اززمینهای زراعی فقط برای كشت نعناع اختصاص یافت.
بانگاهی اجمالی به فرهنگ مصرف داروهای گیاهی درایران متوجه میراث گرانقدر شناسایی درمصرف این گیاه در طب غنی سنتی ایران میشویم و باتوجه به گستردگی اقالیم فراوانی و تفرق گونههای این گیاهان درجای جای ایران به بیش از 7500 گونه گیاهی میرسد( حدود 2 برابر تعداد گونههای هریك از كشورهای اروپای غربی) و به حق فلور ایران یكی از منابع داروخیز جهان میباشد. گونههای مختلف تاتوره ازسیسال پیش بعنوان گیاهی بااثرات مفید دارویی كشت میشوند. از مواد موثره برگها، اندمهای رویشی و دانه تاتوره برای درمان بیماریهای اعصاب و روان و نیز در ساخت مواد بیهوشكننده استفاده میشود. برای مداوای آسم و برخیبیماریهای مربوط به چشم نیز استفاده میشود. سالیانه 400 تا 500 تن گیاه خشك تاتوره مورد نیاز صنایع داروسازی در مجارستان میباشد.تاتوره دركشورهای روسیه ، چك ، اسلواك ،هند، رومانی ، استرالیا و مجارستان در سطوح وسیعی كشت میشود.
مشخصات گیاه :
گونههای مختلف تاتوره گیاهانی یكساله ، یا چند ساله هستند كه عمدتاً در مناطق گرمسیر میرویند. تاكنون 15 گونه متعلق به جنس تاتوره شناختهشدهاست كه 10 گونه آن درهند میرویند. مهمترین گونههای تاتوره عبارتند از: استرامونیم، (Datura Stramonium L.)و اینوكسیا (Datura innoxia Mill)، متل(Datura Metel L.)و متلوییدس(Datura metelides D.). گونه اینوكسیا، گیاهی است باارتفاع 90 تا 120 سانتیمتر و از رشد سریعی برخوردار است. قسمتهای فوقانی ساقه در مقایسه با قسمت تحتانی انشعابهای بیشتری دارد این گیاه پوشیده از كرك است و نشاء آن در مكزیك و نواحی غربی هیمالیا گزارش شدهاست.
ریشهآن مستقیم و طولآن 20 تا25 سانتیمتر و دارای انشعابهای زیادی است. لایه خارجی ریشه زرد روشن و قسمت داخلی آن زرد تیره است. برگها متناوب ، پهنك درشت و به شكل قلب یا تخممرغ هستند و از برگ كموبیش بلندی برخوردار است، رنگ برگها سبز تیره میباشد.
جام گل آن رنگ سفید و دارای 10 دندانه بوده ، میوه ازنوع كپسول گوشتی و حجرهدار و سطح آن خاردار میباشد. میوه آن پس از رسیدن براثر شكافهای طول باز میشود و بذور داخل آن بیرون میریزد. بذور آن لوبیایی شكل و رنگ آن قهوهای روشن است. وزن هزار دانه آن 12 تا 15 گرم میباشد.
اندام گیاه سمَی و دارای بوی نامطبوعی است كه ناشی از وجود الكالوئیدهای مختلف میباشد. این الكالوئیدهااز نوع تریپتونان میباشند. این گونه شباهت زیادی به گونه متل دارد. گونه متل را كه بنام تاتوره درختی مینامند و در بندرعباس بنام پرمنگناس و در بلوچستان بنام داتوره و دربرخی از كتب بنام بنج گفتهاند.
تاتوره متل درختی درختچهای است و دارای گلهای بزرگ و بزرگتر از تاتوره علفی (استرامونیوم) برگها تخممرغی صاف بدون كرك بعضی كامل و بعضی دندانههای عمیق دارند. گلهای آن بوقی آویزان به رنگ ارغوانی و كپسول میوه آن ناصاف و سطح آن پوشیده از خار است.
گونه استرامونیم : گیاهی علفی یكساله و خیلی سمیبوده ارتفاع آن متفاوت و بشدت بستگی به شرایط اكولوژیكی محل رویش دارد و بین 30 تا 130 سانتیمتر متغیر است. ساقه آن استوانهای ، برگهای آن ناصاف و پهن به طول 15-10 سانتیمتر و پهنای 8-7 سانتیمتر به شكل مثلث نوكتیز است و اطراف برگ بریدگیها و شكستگیهای نامنظم وجوددارد. گل آن سفید رنگ و دارای 5 دندانه است. و بعلت گلهای زیبا و درشت كه دارد از گیاهان زینتی است و در باغها و گلكاریها كاشته میشود. میوه ازنوع كپسول گوشتی و حجرهدار و سطح خارجی آن دارای برجستگی است و كموبیش تخممرغی میباشد، داخل آن به 4 محفظه تقسیم میشود و درحدود 400 عدد دانههای آن دراین 4 محفظه قراردارند. تكثیر نیز از طریق كشت تخم گیاهدر فروردین ماه در خزانه و انتقال آن در اردیبهشت به باغچهمیباشد. این گونهبومی هندوستان و همچنین سواحل دریای خزر بوده و امروزه در اغلب كشورهای اروپا و آمریكا و آسیا انتشار دارد. درایران در مناطق تهران – كرج – مازندران – رشت – رودبار – آذربایجان و بلوچستان بطور خودرو دیده میشود.
نیازهای اكولوژیكی :
منشاء تاتوره مناطق گرمسیر حارهای است و درطول رویش به درجه حرارت مناسب و نوركافی نیاز دارد. درجهحرارت مطلوب برای جوانهزنی 30 درجه سانتیگراد است و دمای مناسب برای رویش گونههای مختلف تاتوره18 تا 21 درجه سانتیگراد میباشد. این گیاه به سرما حساس بوده و گیاه جوان در 2- درجه سانتیگراد دچار سرمازدگی شد و خشك میشوند. برای كشت از خاكهای با ضخامت سطح الارض مناسب استفاده نمود.
مواد و عناصر غذایی مورد نیاز :
تاتوره گیاهی است كه تقریباً درهرنوع خاكی میروید ولی برای كشت آن در سطح وسیع خاكهای بابافت لومرسی توصیهمیشود . و مانند سایر گیاهان تیره بادنجانیان به مقادیر مناسب ازت نیاز دارد. تحقیقات نشان میدهد كه افزودن پتاسیم سبب افزایش كیفیت و كمیت مواد موثره آنها میشود.
روش كاشت :
تكثیر گونههای مختلف تاتوره توسط بذر انجام میگیرد. بعضی از آنزیمهای بازدارنده رشد در بذور این گیاهان سبب كاهش چشمگیر قوه رویشی آنها میشود. ازاینرو به منظور افزایش قوه رویشی، بذوررا باید قبل از كشت به مدت 24 تا 48 ساعت دردمای 35 تا 40 درجه سانتیگراد در آب خیساند. كشت تاتوره به 2 روش مستقیم و غیرمستقیم صورت میگیرد.
دركاشت مستقیم : درزمان مناسب اقدام به كشت ردیفی بذوردرزمین اصلیمیشود و پس از كاشت برای ایجاد تراكم دربستر سطحی خاك اقدام به غلطكزدن میگردد كه سبب هماهنگی دررویش بذور میشود. پس از كاشت بایستی بلافاصله زمین را آبیاری نمود.
درروش كشت غیرمستقیم : اواخر زمستان ، اوایل بهار بذور را در خزانه هوای آزاد كشت مینمایند ووقتی گیاه چهاربرگی شد و ارتفاع آن به 8 تا 12 سانتیمتر رسید آنها را به زمین اصلی منتقل وسپس آبیاری میكنند.
برداشت :
اگرچه گیاهان درمرحله گلدهی بیشترین مقدار آلكالوئید را دارند ولی طول برگها كه به 15 تا 20 سانتیمتر رسید آنها را میتوان برداشت نمود. اولین برداشت در اوایل تیر و دومین برداشت بین ماههای مرداد – شهریور و سومین برداشت ( آخرین برداشت ) قبل از فصل سرما و اواخر پاییز انجام میگیرد. و پس از آخرین برداشت میبایستی گیاهان را ریشهكن نمود.
اندامهای برداشت شده را باید خشك كرد. بدین منظورمیتوان از حشككنهای جریان هوای گرم با دمای 50 درجه سانتیگراد استفاده كرد. مقدار محصول 8 تا 15 تن در هكتار وزن تازه گیاه كه از آن 5/1 تا 5/2 تن درهكتار وزن خشك حاصل میشود.
جمعآوری بذر:
برای جمعآوری بذور ابتدا میوههای رسیده را برداشت نموده. پس از خشكشدن میوهها را خرد كرده و بذور آنها را از سایر قسمتها جدا مینمایند. بذور خشك شده بستهبندی و در مكان مناسب نگهداری میشوند. عملكرد بذر 2/1 تا 7/1 تن در هكتار میباشد.
خواص و كاربرد:
درگونه استرامونیم، در هند از برگها و دانههای تخم تاتوره علفی بعنوان ضددرد و مسكن و ضدعفونی كننده و مخدر استفاده میشود. در مناطق خاور دور از جمله درچین و مناطق همجوار آن از نظر خواص دارویی فرقزیادی بین تاتوره علفی و تاتوره درختی نیست، درتاتوره درختی ماده عامل هیوسین بیشتر و درتاتوره علفی مقدار آتروپین بیشتر است. ماده آتروپین نیز مردمك چشم را باز میكند و موجب كاهش ترشح بزاق میگردد. ضمن اینكه عضلات مثانه را سست كرده و در نتیجه دفع ادارار را كنترل میكند. ازتاتوره علفی درچین برای رفع نفخ، ترشح زیاد اسید، درد كبد، دردهای دوران عادت ماهیانه و همچنین برای قطع عرقهای شبانه مسلولین درحد مجاز از آن میخورند. تاتوره علفی را برای آرام كردن حملههای سیاه سرفه و همچنین تسكین آسم تجویز میشود.
تاتوره از نظر طبیعت خیلی سرد و خشك و ازنظر خواص مخدر و قوی و ضددرد است، ضدعفونیكننده و برای التیام زخمها مفید میباشد. عصاره گل تاتوره برای رفع دردگوش و عصاره دانه میوه آن را اگر به قسمتهای سر كه مبتلا به شوره است بمالند برای رفع شوره سر و جلوگیری ازریزش مو نافع است. سردردهای خونی و صفراوی مزمن را تسكین میدهد و بسیار خوابآور است.
ضماد برگ و میوهآن یا مالیدن روغن تخم آن برای تسكین درد بواسیر و دردهای ناحیه مقعد مفید است. برگ لهشده آن برروی هر ورم ملتحمه یا دملی باعث تحلیل و بهبود آن خواهد شد. و برای التیام زخمها مفید است. ضماد آن برای التیام زخمهای سرطانی و سوختگیها و بواسیر دردناك نافع است.
درگونه متل : تمام قسمتهای گیاه سمی و گیاه معروفی بوده كه در خاور دور جنایتكاران باآن آدم میكشند. در برمه دزدان از تخم این گیاه مخلوط با پودر كاری و شیرینی گرد مخدری درست میكردند كه فرد را نمیكشت ولی برای چندروزی تخدیر میكرد.
ماده عامل الكالوئید هیوسین است كه در تخم و برگ آن وجوددارد این الكالوئید موجب بازشدن و اتساع مردمك چشم میشود و اگر مقدار زیادی خوردهشود موجب هذیان ، اغماء و سرانجام منتهی به مرگ میشود. اگر برگهای آنرا خشك كرده و كوبیده و مانند توتون و تنباكو دودكنند برای تسكین بیماری آسم بسیار موثراست و درچین گلهای بازشده تاتوره درختی را صبحها به محض اینكه شبنم صبحگاهی خشك شود جمعآوری كرده درآفتاب و یاباحرارت كم خشك میكنند، این دارو تند، سمی ، گرم، بیحسكننده، ضدآسم و ضد سرفه است دراستعمال خارجی جوشانده گردگلها برای انواع بیماریهای جلدی نافع است. اگرگرد گلها را دود كنند برای رفع سرفه و تنگینفس نافع است. همچنین تخم تاتوره درختی و گلهایش برای سرماخوردگی و اختلالات اعصاب مفید است.
دامنه انتشار
اطراف تهران و کرج ، ری ، فیروزکوه ، آذربایجان(قره داغ ، ارومیه) بلوچستان ، امام زاده ها شم، گیلان ( بندر انزلی بهچرکام) گرگان ، بندر گز، خراسان (شوکت آباد ، نزدیک بیرجند، بینالود) کرمان، سیستان
مواردی دیگیر در مورد این گیاه:
تاتوره یک گیاه علفی یکساله است که از خرداد تا مهر گلمی دهد و به احتمال زیاد بومی شمال شرقی آمریکای شمالی می باشد و از آنجابه دیگر مناطق آمریکا, اروپا و سایر مناطق دنیا وارد شده است. تاتوره درزمینهای بایر, کنار جاده و نزدیک مناطق مسکونی در ارتفاعات کم تا نسبتاًزیاد در بیشتر مناطق معتدله و نیمه حاره نیمکره شمالی یافت می شود. امروزهاین گیاه در تمام کشورهای دنیا یافت می شود. بیشتر داروی خام در برگهایگیاهان گلدار و بندرت دربذور رسیده وجود دارد. برگها را در سایه یا درگرمای مصنوعی حدود ۵۰درجه سانتی گراد خشک می کنند. دارو طعم تلخ و شوریدارد. با توجه به اینکه گیاه شدیدا سمی است دقت زیادی هنگام جمع آوری بایدصورت گیرد و فرد جمع کننده باید از دستکش و ماسک جهت محافظت چشم ها و دهاناستفاده کند. برگها حاوی الکالوئیدهای تروپان سمی به مقادیر ۵/۰ درصد بوده وعلاوه بر آن بذور حاوی حدود ۲۰درصد روغن می باشند. عمل الکالوئیدهایتروپان و موارد استفاده آن همانند بذر البنج و بلادون می باشد.دارو بعضیاوقات در سیگارهای ضد تنگی نفس استفاده می شود. تاتوره معمولاً بصورت وحشیجمع آوری می شود. انواع زراعی آنهایی هستند که برای تهیه دارو استفاده میشوند بخصوص گونه هایی که غنی از اسکوپولامین می باشند مانند Datura innoxia ( مناطق حاره ای آمریکا ) D.metel ( مناطق حاره و نیمه حاره آسیا و آفریقا ) یا ارقامی از D.Stramonium بخصوص آنهایی که کپسول های بدون برآمدگی ومحتوای بیشتر آلکالوئید هستند. این گیاه از نیمه دوم قرن شانزدهم دراسپانیا شناخته شده بود و به دیگر کشورها بهعنوان یک گیاه زینتی وارد شد. یک قرن بعد از این وضعیت خارج شد و بهعنوان یک گیاه وحشی مستقر گردید. بازگشت به صفحه خواص دارویی گیاهان
۲تاتوره DATURA STRAMONIUM : نام داتورا (DATURA) کهبه زبان لاتین به این نبات داده شده مشتق از نام فارسی تاتوره است زیرا ایننبات اصلاً ً بومی ایران بوده به نام های تاتوله ، جوزماش ، نبات اهریمنی ،علف شیطان و غیره نیز نامیده می شود . دسقوریدس و تئوفر است دو تن ازعلمای قرن اول و دوم یونان این گیاه را جزو نباتات سمی نام برده اند . درقدیم این گیاه در داروسازی مصارف زیاد داشته و در طب انسانی و دامپزشکی بهکار می رفته است تاتوره به طور وحشی در زمین های لم یزرع و کنار جاده ها میروید .این نبات بومی مشرق زمین بوده منشاء اصلی آن کناره بحر خزر است ، دراواسط قرون وسطی به تمام اروپا و بعد به آمریکا و نقاط دیگر برده شده است ودر اکثر ممالک دنیا به مقدار فراوان وجود دارد تاتوره درخچه ایست یک سالهبا ساقه ای بی کرک و منشعب به طول ۴۰سانتی متر تا ۲ متر استوانه شکل وبهرنگ سبز ، قطر ساقه اصلی نسبت به رشد گیاه به ۱-۲سانتی متر می رسد . برگهای این گیاه معمولاًمتناوب بوده صفحه آنها پهن و بیضی نوک تیز و یا منظم ومدور است طول برگ ها ۱۰-۱۲ و عرض شان ۶-۸سانتی متر است اگر کمی از برگتازه تاتوره را در دست له نمائید بویی تهوع آور وغیر مطبوع از آن متصاعد میگردد. ولی برگ خشک شده بوی خیلی کمتری دارد برگ ها گس ،قی آور و دانهکمی تلخ است گل های تاتوره شبیه شیپور و تک تک می باشد و در گل بیش از یکیا دو روز دوام ندارد . دانه های تاتوره شبیه دانه های سماق و شکل شان قلوهای و در دو سطح جانبی صاف و هموار و در سطح زیری و روئی زگیل دار است . رنگ این دانه ها سیاه مایل به قهوه ای است و بزرگی آنها ۴-۵میلی لیتر استمیوه آن بیضی شکل خاردار و کپسول است که با چهار شکاف باز می شود . مادهسمی این گیاه ماده « داتورین » است . داتورین از سه آلکالوئید آتروپین ،هیوسیامین و اسکوپولامین تشکیل یافته است . این آلکالوئید ها در نبات بهحالت ترکیب با اسید مالیک ، اسید اتروپیم و اسید داتوریک وجود دارد که دربین آنها مقدار آلکالوئید هیوسیامین از سایرین بیشتر است . SINGH & VASHISHTA (۱۹۷۷) اظهار می دارند تاتوره بوته ای است که در ساحل نهرها میروید و دارای یک نوع آلکالوئید است که باعث مسمومیت اعصاب شده و در صورتیکه خورده شود باعث نفخ ،بی قراری ، فلج و کوری مطلق و مرگ سریع شتر خواهدشد . درمان : برای نجات مسموم بایستی سم وارد شده به معده را با استفاده ازداروی قی آور خارج نمود ،زیرا حالت استفراغ غالباً خود به خود ایجاد نمیشود و معمولاً ً از ضد سم هائی نظیر مورفین یا پیلوکارپین استفاده می شودخوراندن قهوه غلیظ ومحرک های مختلف و غیره مفید است . تصویر شماره (۲ ) ـتصویرگیاه تاتوره
۳طبق برخی از داستانها و منابعن کاهنه ی بزرگمعبد آپولو در دلفی، پیشگوئیهای عجیب خود را بعد از استنشاق دود تاتوره، برزبان آورده است. گیاه اثر قوی افیونی و مخدر دارد و توهم و دوبینی ازنتایج آنست. سرخپوستان بومی جنوب غربی آمریکا با راهنمایی جادوگران قبیله،تاتوره را در تشریفات مذهبی مخصوص سن بلوغ و دیگر مراسم خاص خود به کارمیبرده اند. ساکنان اولیه آمریکا تاتوره را گیاه خطرناک میشناخته اند و بهآن سبب دیوانه یا سیب شیطان نام داده بودند. مردم حتی از کاشتن تاتوره درباغچه و مزارع خود نیز خودداری میکرده اند. به اعتقاد مردم، تاتوره قدرت آنرا داشته است که جادوگردان را احضار کند. اما جادوگران قبیله برای اینگیاه که احساس عجیب پرواز را در انسان به وجود می آورد، ارزش زیادی قائلبوده اند. تاتوره یک گیاه سمی است که اثر افیونی بسیار قوی دارد و شبیهبلادون است و مانند بلادون دارای ارزش دارویی و پزشکی نیز هستند؛ مشروط بهآنکه به مقدار دقیق و حساب
و:
يافتههاي محققان ايراني نشان داد: عصاره بذر گياه «تاتوره» قادر است درد حاد افزايش يافته به وسيله ديابت را به ميزان معنيداري كاهش دهد.
به گزارش خبرنگار «پژوهشي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، براساس نتايج تحقيقي كه توسط محسن خليلي نجف آبادي و بتول رحمتي - استادياران گروه فيزيولوژي دانشگاه شاهد - با بررسي اثر ضد دردي عصاره الكلي بذر گياه تاتوره در موشهاي صحرايي نر ديابتي ناشي از تزريق «استرپتوزوتوسين» انجام شده، واكنش همچنين عصاره الكلي بذر گياه تاتوره در دوزهاي بالاي mg/kg/BW 50 توانايي كاهش درد افزايش يافته در آزمونهاي صفحه داغ و فرمالين ( به ويژه در 10 دقيقه بعد از تزريق فرمالين ) را داراست، اما عصاره گياه در اين دوز و بالاتر بر هيپر آلژزياي مزمن ناشي از تزريق فرمالين اثر معنيداري ندارد.
ديابت و به ويژه عوارض ناشي از آن كه به عنوان يكي از شايعترين بيماريها كه در سنين متفاوت و با علل مختلف بروز ميكند، افراد درگير را با مشكلات فراوان روبرو كرده است.
از جمله مهمترين اين عوارض افزايش حساسيت به عوامل دردزا (هيپرالژزي) و در بعضي موارد افزايش آستانه درد (آلودينياي ناشي از نور و پاتي) را ميتوان نام برد.
با توجه به آثار سوء و عوارض جانبي داروهاي شيميايي بر بدن بيماران، در دهههاي اخير استفاده از طب سنتي به خصوص گياه درماني بيشتر مد نظر محققان قرار گرفته است .
گياه تاتوره .Datura stramonium L از گياهان طبي است كه در ايران به عنوان داروي ضد درد خوبي معرفي شده است، اما مشخص شده مصرف بيرويه اين گياه (در انسان به شكل سيگار) موجب بروز عوارضي مثل افزايش فعاليت ترشحي و حركت دستگاه گوارشي ميشود.
بررسيهاي انجام شده به وسيله محققان نشان داده است كه اين گياه حاوي الكالوييدهاي متعدد تقليد كننده سيستم پاراسمپاتيك است.
با توجه به مطالعات اخير كه نشان دادهاند تركيبات الكالوييدي مانند آگونيستهاي موسكاريني داراي اثرات ضد دردري قوي هستند، با توجه به اين كه گياه تاتوره غني از اين تركيبات ميباشد، بنابراين احتمال دارد كه اين گياه به خصوص بذر آن كه منبع سرشاري از اين تركيبات است ، بتواند اثرات ضد هيپرآلژزي از خود نشان دهد.
-----------------
------------------


بانک صادرات به منظور تأمین بخشی از نیروی انسانی موردنیاز خود برای شغل
متصدی امور بانکی (تحویلدار)، تعدادی داوطلب زن (حداکثر ۲۰% در هر استان) و
مرد واجد شرایط را به شرح زیر بر اساس ضوابط آیین نامه استخدامی مربوط، از
طریق انجام آزمون، مصاحبه، معاینات پزشکی و … استخدام می نماید.
لیسانس با رشته¬های تحصیلی:
حسابداری ـ حقوق ـ آمار ـ کامپیوتر با گرایش¬های «نرم افزار ـ سخت افزار» ـ
فن¬آوری اطلاعات (IT) ـ صنایع با گرایش برنامه ریزی و تحلیل سیستم ها ـ
علوم اقتصادی با گرایش های «بازرگانی ـ نظری ـ صنعتی ـ اقتصاد کشاورزی ـ
پول-وبانکداری» ـ مدیریت با گرایش های «بازرگانی ـ صنعتی ـ دولتی ـ بیمه ـ
امور گمرکی ـ بانکداری ـ فن آوری اطلاعات(IT)» ـ ریاضی گرایش «محض و
کاربردی»
حداکثر سن ۳۰ سال
(متولدین بعد از ۰۱/۰۲/۱۳۶۱)
حداقل معدل ۱۴
الف) شرایط استخدام:
۱- تابعیت دولت جمهوری اسلامی ایران.
۲- التزام به قانون اساسی جمهوری اسلامی.
۳- متدین به یکی از ادیان رسمی کشور.
۴- عدم اشتغال به کار و تعهد خدمت در کلیه سازمانها و نهادها (دولتی و خصوصی).
۵- تندرستی و توانایی کامل جسمی و روانی طبق تشخیص مراجع پزشکی مورد نظر بانک.
۶- عدم اعتیاد به دخانیات و مواد مخدر و روان گردان.
۷- نداشتن سابقه محکومیت قضایی که موجب محرومیت از حقوق اجتماعی گردد و همچنین عدم اشتهار به فساد اخلاقی.
۸- انجام خدمت وظیفه عمومی و یا معافیت دائم جهت آقایان (معافیت پزشکی درصورت تأیید مراجع پزشکی بانک)
۹- بومی شهر مورد تقاضا.
تبصره: صرفاً شهر محل اخذ مدرک تحصیلی دیپلم، به عنوان ملاک بومی بودن متقاضی مورد پذیرش بانک می¬باشد.
ب) نحوه ثبت نام:
۱- متقاضیان واجد شرایط به منظور ثبت نام در آزمون استخدامی می بایست از
ساعت ۹ صبح روز سه¬شنبه مورخ ۰۲/۰۳/۱۳۹۱ با مراجعه به سایت اینترنتی بانک
به آدرس www.bsi.ir نسبت به تکمیل فرم ثبت نام موجود در سایت مذکور اقدام و
شماره رهگیری خود را جهت پیگیری یادداشت نمایند. مهلت ثبت نام تا ساعت ۲۴
روز سه¬شنبه مورخ ۰۹/۰۳/۱۳۹۱ تعیین گردیده و به هیچ وجه قابل تمدید
نمی¬باشد.
۲ ـ قبل از واریز وجه ثبت نام، مراجعه به راهنمای ثبت نام الکترونیکی آزمون
استخدامی موجود در سایت و مطالعه دقیق آگهی استخدام و اطلاع از شرایط
استخدامی، پیش از شروع مراحل ثبت نام، ضروری است. زیرا پس از واریز وجه ثبت
نام، استرداد آن امکان پذیر نمی¬باشد.
۳ ـ واجدین شرایط نسبت به واریز وجه ثبت نام به مبلغ ۰۰۰/۲۲۰ ریال از طریق
درگاه بانک صادرات ایران و دریافت شماره پرونده و رمز عبور ثبت نام اقدام
نمایند. شایان ذکر است هنگام ثبت نام، داشتن اسکن عکس ۴۳ پرسنلی تمام-رخ
با پشت زمینه سفید، با عرض ۳۰۰ و ارتفاع ۴۰۰ پیکسل و با فرمت JPG در رایانه
الزامی است.
۴ ـ پس از دریافت شماره پرونده و رمز عبور نسبت به ثبت نام اقدام و با
دریافت کد رهگیری نهایی از تکمیل کلیه مراحل ثبت نام اطمینان حاصل نمایند.
ضمناً تا تاریخ ۱۰/۰۳/۱۳۹۱ امکان اصلاح اطلاعات وارد شده توسط داوطلبان
وجود دارد.
۵ ـ مسئولیت صحت ثبت اطلاعات در سایت اینترنتی به عهده شخص متقاضی می باشد.
بدیهی است متعاقباً نسبت به اخذ و بررسی مدارک شناسایی، تحصیلی و …
پذیرفته شدگان در آزمون اقدام و چنانچه مغایرتی در مندرجات مدارک ارائه شده
با شرایط آگهی بانک وجود داشته باشد از ادامه مراحل استخدامی متقاضی در هر
مرحله جلوگیری به عمل خواهد آمد و متقاضی حق هیچگونه اعتراضی را نخواهد
داشت.
ج) سایر نکات:
۱- جانبازان، آزادگان و خانواده محترم «شهدا، مفقودالاثرها، آزادگان و
جانبازان از کار افتاده کلی (غیر قابل اشتغال)» بر اساس قوانین و مقررات
مربوط از حداکثر ۵ سال ارفاق سنی بهره مند می باشند.
۲- ایثارگران عزیز فوق الذکر و فرزندان کارکنان شاغل و بازنشسته، از
کارافتاده و مستمری بگیر بانک صادرات ایران و کارکنان قرارداد موقت بانک از
پرداخت ۵۰% هزینه ثبت نام معاف می باشند.
۳- چنانچه در هر یک از مراحل استخدام و بعد از آن مشخص گردد متقاضی با مقطع
تحصیلی بالاتر از مقطع اعلام شده شرکت نموده است، از تکمیل پرونده
استخدامی و یا ادامه اشتغال وی ممانعت به عمل خواهد آمد.
۴- پرینت کارت ورود به جلسه آزمون از روز دوشنبه مورخ ۲۲/۰۳/۱۳۹۱ لغایت
چهارشنبه مورخ ۲۴/۰۳/۱۳۹۱ از طریق سایت ثبت نام آزمون استخدامی قابل دریافت
میباشد.
آزمون استخدامی در روز جمعه مورخ ۲۶٫۰۳٫۱۳۹۱ رأس ساعت ۹ صبح برگزار می
گردد. نشانی محل برگزاری آزمون متعاقباً در کارت ورود به جلسه اعلام خواهد
شد.
مفاد آزمون استخدامی جمعاً ۱۰۰ سوال به شرح زیر میباشد:
شناخت عمومی رایانه،مفاهیم اولیه از اینترنت، windows ، word ، excel در سطح ICDL،۲۰ سوال
اطلاعات عمومی در زمینه بانکداری،مفاهیم بانکداری، اقتصاد، پول، سرمایه و ارز،۲۰ سوال
زبان انگلیسی،ترجیحاً زبان عمومی بانکداری داخلی،۲۰ سوال
هوش و استدلال منطقی،هوش، استدلال منطقی، حل مسأله و استعداد تحصیلی،۲۰ سوال
حسابداری و ریاضی،مفاهیم پایه حسابداری و ریاضی،۲۰ سوال
و خبر جدید و عجیب!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
“ضمن پوزش به اطلاع می رساند:
جهت ایجاد هماهنگی های بیشتر برای برگزاری آزمون استخدامی بانک، تاریخ ثبت نام متعاقباً اعلام خواهد گردید.”
با تشکر
نام علمي گياه .......... Ephedra procera
نام تيره .......... Ephedraceae
نام فارسي ............ ريش بز
ريخت شناسي
تیره ریشبز=(افدار) ephedraceae شامل یک جنسبنام ephedra L. ودرحدود 50 گونه است این گیاهان به طور بوته ای با ساقه سبز است.برگهای فلسیشکلمتقابل یا فراهم (3برگاز یک گره) و غلاف انها به یکدیگر چسبیدهاند . گلهای نر دارای گلپوشی بابا 3قطعه میباشند که پرچم چند بساکی رااحاطه کرده اند . گلهای ماده بهصورت تخمکی هستند که در نوعی گلپوش قراردارند گلپوش مزبور از از بهمپیوستن 2 براکته تشکیل شده . تیره ریش بزدستگاه ترشحی ندارند . این تره درمناطق خشک اروپا_ اسیای غربی- امریکاشمالی و جنوبی زندگی میکنند .
گونه های مهماین تیره در ایرا ن عبارتند از:
Ephedra foliate boiss et ky. Var. cilliata در مناطق خشک خراسانبلوچستانخوزستان البرز و غیره دیده میشود.
اورمک Ephedra procera fisch . et mey. بومیمناطق مدیترانه بودهود رار تفاعات البرز اذربایجان اراک کرمان و غیره یافت میشود.
از ساقه Ephedra distachy L. که در مناطق مرکزی ایران وحتی کویر لوتوجود دارد نوعی الکالوئید بنام افدرین بدست می ایدکه مصارف پزشکی د
درختچه اي است از باز دانگان كه ساقه بند بند و بسيار منشعب دارد و ارتفاع آن به يك متر ميرسد . خاكستري كوتاه - انشعاباتكوتاه و قطور - شاخه هاي متقابل يا فراهم - برگهاي فلس مانند و مجموعا به شكل غلافي مجتمعند . در قسمت پايين ضخيم شده ودر قسمت بالا باريك وتقريبا خشكيده اند . پرچم هاي نازا به حالت مخروطي بدون پايه - تاجي شكل - براكته ها تخم مرغي و گردبوده تا يك سوم بهم متصل هستند . طول هر پرچم دو ميليمتر است . براكته هاي داخلي گرد و كمي بلندتر از قسمت پايين بساكهاشش(6)الي 8 تا بدون پايه و بعضي مواقع پرچمهاي وسطي روي ميله ها بوجود آمده اند . ميوه مخروطي شكل و داراي طعميشيرين است و دانه هاي آن قهوه اي و به شكل تخم مرغ كشيده مي باشد
تركيبات شيميايي
عناصري كه در اين گياه يافت ميشوند عبارتند از:آلكللوئيد - تانن - ساپونين
خواص درماني
جهت تهيه مشك از پوست حيوانات و رنگ آميزي آن مصرف ميشود
سپیرهی كوهی یا ریش بز به دلیل ظاهر زیبا و قد بلند آن، در هنگام شكوفه وپوشش زیبایی كه به چمنزارهای مرطوب میدهد، عنوان ملكه چمنها را به دستآورده است. گلهای اسپیره عطر بادام دارند و شیرین و گرم هستند و برگهایآن تند و مطعرند.
برگهای اسپیره وقتی خشك شوند، عطر یونجه را پیدا میكنند و برای خوش طعمكردن نوشابههای خنك تابستانی مورد استفاده قرار میگرفتهاند. اسپیرهیكوهی را كف اتاق پخش میكنند تا در طول ماههای تابستان هوای داخل اتاق راخشبو نگه دارد.
عطر اسپیرهی كوهی به انسان نشاط میبخشد.
از گلهای این گیاه برای درمان بیماری مالالریا و تبهای نوبه و عفونتهاچشمی استفاده میشده است. با كشف اسید سالیسیلیك از غنچههای گل ای نگیاهتوسط یك پرفسور ایتالیایی در سال 1839، معلوم شده كه چرا این گیاه خاصیتتببری دارد. اسید سالیسیلیك همچنین د رپوست و برگ درخت بید نیز موجود است ودر سال 1889، از همین ماده، آسپرین كه از نام علمی اسپیرهی كوهی گرفتهشده است، ساخته شد.
آسپرین مانند اسید سالیسیلیك دارای خواص ضد التهاب نیز میباشد و میتواندحرارت بدن را كاهش دهد. گیاه پزشكان اسپیرهی كوهی را جهت دردهای روماتیسمیو مفصلی و همچنین سرماخوردگیها تبدار و آنفلوانزا توصیه میكنند. اینگیاه همچنین یكی از مؤثرترین داروها جهت رفع سوزش معده و مقابله با اسیدیتهمعده میباشد و برخلاف آسپرین، باعث تحریك و خونریزی معده بیمار نمیشود.
اسپیرهی كوهی دارویی ملایم است و خاصیت قابض كنندگی آن مانع اسهال دركودكان میشود. این گیاه همچنین یك داروی آرایشی مفید نیز میباشد و ازگلاب آن برای تقویت پوست بعد از پاك كردن صورت استفاده میشود.
گیاه بومی اروپا و آسیا میباشد كه كشت آن در آمریكای شمالی نیز متداول شدهاست. بر روی خاكهای غنی و مرطوب در سواحل رودخانه و نهرها و درباتلاقها و مردابها میروید.
گیاه بادوامی است كه طول آن به 30 تا 60 سانتیمتر میرسد. ساقههای اسپیرهخشك و متمایل به رنگ قرمز هستند. برگهای آن شبیه پر و معطر و دندانهدارمیباشندو هر برگ دارای 2 تا 5 جفت برگچه است. روی برگها سبز تیره و زیرآن سفید مایل به خاكستری است. گلهای اسپیره به رنگ كرم و بسیار خوشبوهستند كه چندتایی و به طور چسبیده به هم در كنار یكدیگر قرار گرفتهاند. اسپیره، از اواسط تابستان تا اوایل پاییز گل میدهد، كه همین گلها سپستبدیل به میوههای مارپیچ و حلزونی میشوند.
ريش بز که بانامهاي «کليشر» و «علي جوني» توسط بيابان نشينان گويش مي شود از درختچههاي هميشه سبز(ساقه سبزها) محسوب مي شود که در مناطق بياباني و استپي خشک ،ايجاد اجتماعات طبيعي وسيعي را مي نمايند.
ارتفاع اين درختچه تا ٥/١متر مي رسد. برگهاي آن خيلي کوچک و فلسي بوده ودر واقع بخش اعظم فرآيند فتوسنتز گياه به ساقه هاي آن سپرده شده است. گلهاي ريش بز، زرد رنگ ، معطر و معمولا" در ارديبهشت ماه ظاهر مي شوند، ميوهها به صورت پوشش قرمز گوشتي و آبدار ميوه محصور شده در اواخر مردادماه قابلجمع آوري است. اين د رختچه در اقليم خشک و نيمه خشک ايران ، در بيابانهاياستان سيستان و بلوچستان ، دشت کوير، حوضه بيابانهاي مسيله، قم ،سمنان ،خراسان و دامنه هاي جنوبي البرز انتشار دارند. ريش بز در خطوط همباران١٠٠ميليمتر به بالا بصورت طبيعي رويشگاههايي را بوجود مي آورد. دامنهارتفاعي رويشگاه آن معمولا" از ٨٠٠تا ١٨٠٠متر از سطح دريا متغير است. ريشبز اغلب در بيابانها روي سازند نئوژن که داراي تشکيلات مارني گچي مي باشد ،مي رويد. سيستم رسيشه اي آن بسيار فعال بوده و انشعابات وسيعي را بهپيرامون مي فرستد و در انتهاي ريشه هاي سطحي (استولون) که در خاکهاي شنيگسترده شده اند، اشنعابات هوايي بصورت جستهاي فراوان ظاهر مي گردند.
خصوصيات گياهشناسي
ارمكها گياهانيعموماً دو پايه (به ندرت يك پايه) به صورت بوته هايي با اعضاي چوبي و بهارتفاع حدود يك متر و گاهي بيشتر رشد ميكنند . ساقه آنها داراي انشعاباتفراوان به ظاهر بندبند و غلافي از فلس ها در هر بند است كه برگهاي رشدنيافته به حساب مي آيند. ساقههاي كلروفيل دار عمل فتوسنتز را انجامميدهند. افدرا فاقد ميوه حقيقي است. معهذا براكتهداخلي گلهاي ماده آنهاپس از آميزش تخمك چوبي گرديده درحاليكه براكته خارجي گوشتدار شده و مجموعامشخصات يك ميوه شفت را تشكيل ميدهند.
قسمتهاي مورد استفاده
ساقه
تركيبات شيميايي
پرتوآلكالوئيدها (افدرين و پزدوافدرين) تانن ها، ساپونين ها ،فلاون، اسانس
خواص مهم دارويي
معرق، گشاد كنندهنايژكها، مدر، محرك، بالابرنده فشارخون، افدرين استخراج شده از گياهخاصيت ضد احتقان و درمان كننده آسم را دارا ميباشد.
خواهشهاي اكولوژيكي
افدراهااغلب درمناطق خشك و بياباني رشد ميكنند. افدراها احتياج به خاك خوب زهكشي شدهدارند. ساقهها در طول سال جمع آوري و خشك ميشوند. افدراها گياهانيفوقالعاده مقاوم به خشكي و داراي ريشه هايي كه تا حدود 3 متر براي استفادهاز رطوبت، در زمين نفوذ مي نمايند
روش تكثير و نحوه كاشت
افدراها از طريقبذر در پاييز يا بوسيله تقسيم ريشه در پاييز يا بهار تكثير ميشوند. بذورگياه را ميتوان از رويشگاههاي طبيعي هنگام رسيدن جمع آوري نمود. براي كشتبذر لازم است از گلدانهاي كه با خاك مناسب به نسبت 3 : 2 ماسه بادي و 3 : 1كود حيواني سرند شده) نمود و دربهمن تا اسفندماه ميتوان نسبت به كشت بذرگياه اقدام نمود. زمان انتقال گلدانهاي به عرصه اصلي از آبان تا بهمن ماهسال بعد ميباشد. در عمل نهال هاي گلداني درختچه ارمك را در چاله هايي كهبه فاصله 3 متر از يكديگر بايد حفر شوند غرس مينمايند.
خلاصه اقدامات انجام شده و نتايج بدست آمده
تكثير گونههايمختلف افدرا از طريقبذر و تقسيم ريشه به ترتيب در اواخر پاييز و اواسطزمستان انجام گرديد. جوانه زني بذور نسبتا خوب بود ولي استقرار گياه ضعيف وبعد از يك تا دو سال بعد گياهان سبز شده خشك شدند. تكثير گياه از طريقتقسيم ريشه نيز صورت گرفت ولي گياهان رشد مناسبي نداشتند و بعد از دو سهسال خشك شدند. بررسي بعمل آمده و مقايسه با وضعيت خاك كلكسيون گياهان كويريممكن است علت اصلي رشد كم و خشك شدن گياهان به علت گچ دوست بودن آنها باشدزيراخاك كلكسيون گياهان دارويي داراي مقدار كمي گچ ميباشد ولي خاككلكسيون گياهان كويري داراي ميزان بالاي گچ است كه در آن شرايط افدرا رشدمناسبي دارد.
مقاله علمي:
گیاه افدرا به سبب وجود آلکالوئیدهای افدرین و پسودوافدرین دارای خاصیتدارویی در درمان بیماریهای تنفسی و آسم میباشد. این تحقیق به منظورشناسایی گونههای مختلف این گیاه و رویشگاههای آن در سطح استان آذربایجانغربی و به منظور بررسی ارتباط شرایط اکولوژیکی و پراکنش گونههای مختلف آنصورت پذیرفته است. نتایج نشان دهنده وجود ۹ ناحیه به عنوان رویشگاه اصلیوشناسایی۲ گونه E. procera و E. major میباشد. پراکنش دو گونه ارتباطمعنیداری با شرایط اقلیمی، زمین شناختی، توپوگرافیکی و خاکشناختی رویشگاهخود دارد.
واژههای کلیدی: افدرا، شناسایی، پراکنش
مقدمه
بررسی اصولی و علمی موضوع گیاهان دارویی در عصر جدید وارائه برنامهایعلمی در جهت بهره برداری صحیح و بهینه ازآنها، نیازمند شناسایی اولیهرویشگاهها، تهیه نقشه پراکنش وشناسایی این گیاهان درموطن اصلی خودمیباشد. دراین راستا، استان آذربایجانغربی باداشتن فلور غنی، شرایطاکولوژیکی متنوع وفرهنگ بالای استفاده از گیاهان دارویی از جمله رویشگاههایمهم گیاهان دارویی محسوب میگردد.
گیاه افدرا (ریش بز،ارمک) .Ephedra spp ازخانواده Ephedraceae ازجملهگیاهان دارویی مهم محسوب میگردد، که از این جنس ۱۲گونه درایران گزارشگردیده است. این گیاه به نامهای محلی: هوموخ، قاتورقویروقی وکچی سقلینامیده میشود. این گیاه اثربازکننده برونش (Bronchodidator)، ضد سرفه،ضدآسم و ضد تب دارد. علاوه بر خاصیت دارویی، دارای ارزش تغذیهای دام (بهخصوص بز) در مواقع خشکسالی نیز میباشد. گیاه افدرا نزد زرتشتیان گیاهمقدسی بوده و تا حدودی در منطقه حفظ شده است.
افدراها گیاهانی بوتهای، به ارتفاع ۴/۰ تا یک متر گاهی درختچهای کوچک،دارای ساقه بند بند و برگهای کوچک و نازک درمحل بند میباشند. گلهای آنهاعموماً بهصورت شاتونهای نر و ماده بر روی دو پایه جدا از هم ظاهر میشوند. قسمت مورد استفاده دارویی این گیاه قسمتهای سبزمی باشد. ماده مؤثر آنافدرین وپسودوافدرین میباشد. فرم کلریدرات افدرین دردرمان بیماری آسماستفاده میگردد و مقدار آن به تناسب محل رویش گیاه تغییرمی نماید(۲) وبهاین علت شناسایی گونه ها، محلهای رویش و زیستگاههای طبیعی آن در یک عرصهمیتواند گامی مهم درجهت کشت واستفاده از این گیاه محسوب شود. این تحقیق بهمدت ۳سال جهت شناسایی گونههای بومی و رویشگاههای جنس افدرا در استانآذربایجان غربی انجام گردیده است.
مواد و روشها
روش کار شامل مطالعات اولیه و تهیه نقشههای توپوگرافی استان، بررسیاطلاعات و منابع موجود ازجمله هرباریوم مرکزی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتعکشور، عملیات صحرایی در کل عرصه استان، برداشتن نمونههای گیاهی از سطحاستان، بررسی ومطالعه ویژگیهای اکولوژیکی رویشگاهها، شناسایی هرباریومیگونه هاو در نهایت تعیین رویشگاههای عمده افدرا به تفکیک گونههای موجود وانتقال اطلاعات بر روی نقشه پراکنش رویشگاههادر استان آذربایجان غربی بودهاست.
نتایج و بحث
نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که از رویشگاههای مختلف افدرا در سطحاستان (با گستره ارتفاعی ۸۵۰ متر از سطح دریا در حاشیه سد ارس تا ۱۹۰۰ متراز سطح دریای آزاد درآغوش چالدران)، ۹ منطقه دارای تراکم زیادتری میباشدکه این مناطق عبارتند از : جزیره کبودان واقع در دریاچه ارومیه، روستایقره باغ، روستای قالقاچی دره سوئیدی، روستای آبگرم دره اوچ مشه، کوه چکشدر نوشین شهر، کوه آغداشی در چالدران، گردنه قرمزی یوتقوش در کلیسا کندیماکو، حاشیه رودخانه ارس، قلان دره در تکاب (نقشه شمارة ۱). در میان ۹رویشگاه بیشترین فراوانی افدرا از منطقه قره باغ و کمترین آن مربوط بهمنطقه اوچ مشه میباشد. مطالعات آزمایشگاهی بر روی نمونههای جمع آوری شدهبا استفاده از منابع موجود (۵،۴،۳،۱) منجر به شناسایی دو گونه افدرا Ephedra procera وE. major در کل استان آذربایجان غربی گردیده است. توجه بهمشاهدات صحرایی وشرایط اکولوژیکی رویشگاههای اصلی افدرا نشانگر سازگاریوتطابق گیاه به نواحی سنگلاخی، پرشیب و سخت محیط میباشد و مقاومت به خشکی وتحمل شرایط خاک فقیر و وایزهای از جمله ویژگیهای این گیاه محسوب میگردد.
۱- گونه E. major
این گونه در منطقه جزیره کبودان ـ قره باغ ـ قالقاچی ـ تکاب دارای پراکنشقابل توجهی میباشد که از لحاظ اقلیمی دارای بارندگی حداقل استانی وازلحاظادافیکی متنوع واز لحاظ توپوگرافی در سطوح کم شیب و مسطح و آفتابگیر واقعشده اند. دارای رنگ تیره در ساقه و برگهای تحلیل رفته نسبت به گونه دیگرمیباشد و در گستره ارتفاعی ۱۳۰۰ تا ۱۷۰۰ متر از سطح دریا واقع شدهاند (تصویر شمارة ۱).
۲- گونه E. procera
رویشگاههای این گونه منطقه کوه چکش، دره اوچ مشه، حاشیه رودخانه ارس, روستای میدان درچالدران وکلیسا کندی در ماکو میباشد. بیشتربر روی خاکهایماسهای درشت دانه، واریزهای و گهگاه در شیارهای سنگها ودر سطوح پرشیبباگستره ارتفاعی وسیع(۹۰۰تا۱۹۰۰متر) گسترش دارند.
سپاسگزاری
بدینوسیله از کلیه همکاران و هماهنگ کننده طرح (خانم فاکرباهر وآقایباباخانلو), ایستگاه تحقیقاتی ساعتلو ارومیه ومرکزتحقیقات منابع طبیعیواموردام استان آذربایجان غربی بهخاطر همکاری بیدریغ نهایت قدردانیمیگردد.
منابع
۱- رحیمی نژاد، محمد رضا وسیامک فلاحی قراگوز، (۱۳۷۸). بررسی پوششگیاهی منطقه حفاظت شده موته. مجله زیست شناسی ایران ـ شماره ۴-۱، دانشگاهتهران.
۲- زرگری،علی،(۱۳۷۰). گیاهان داروئی. انتشارات دانشگاه علوم پزشکی تهران. جلد پنجم.
۳- فلاحی قراگوز, سیامک و بهمن علیزاده قره قشلاق، (۱۳۸۲). معرفیفلوراستان آذربایجان غربی. یازدهمین کنفرانس سراسری زیست شناسی ایران.
۴- Parsa, A. (1980(. Flora of Iran. Ministry of culture and higher educotion of Islamic republic of Iran.
5- Rechinger, K.H. (1963-1993). Flora Iranica. Akademiche Druck- U.Verlagsanstalt, Graz- Austria
--------------------------------