معرفي فرهنگ ٔديدنيها وتوانمنديهاي دهكويه: شامل1200عكس (فارس لاردهكويه)

1-ماهیچه سابکلاویوس: ماهیچه کوچکی است که شانه را به اولین دنده وصل می‌کند. این ماهیچه فقط در صورتی مفید بود که انسانها روی چهار دست و پا راه می‌رفتند. بعضی از افراد یکی و بعضی دیگر دو تا از این ماهیچه دارند. تعدادی نیز فاقد این ماهیچه هستند.

 

2-آپاندیس: این عضو به انسانهای اولیه در هضم گیاهان کمک می‌کرد. امروزه هر سال سیصد هزار آمریکایی آپاندیس خود را عمل می‌کنند (برمی‌دارند).

 

3-مجراهای شیر در مردان

 

4- دندانهای عقل: این دندانها به انسانهای اولیه که مقدار زیادی از گیاهان تغذیه می‌کردند در جویدن غذا کمک می‌کردند. امروزه فقط 5 درصد جمعیت دندانهای عقل سالمی دارند.

 

5-ماهیچه های گوش بیرونی: سه ماهیچه که به انسانهای اولیه اجازه می‌داد تا گوشهای خود را (مانند سگ و گربه) تکان دهند.

 

6- دنده گردن: دنده‌های کوچکی است که در یک درصد از انسانها مشاهده می‌شود و می‌تواند باعث مشکلات عصبی یا سرخرگی شود. این دنده‌ها باقیمانده عصر خزندگی در انسان هستند.

 

7-مژه سوم: پرندگان از این مژه برای حفاظت از چشم و پاک کردن گرد و غبار استفاده می‌کنند. انسانها قسمت کوچکی از این مژه را در داخل گوشه چشم خود دارند.

 

8-ماهیچه پالماریس: ماهیچه درازی است که از آرنج تا مچ کشیده شده. از این ماهیچه برای آویزان شدن و بالا رفتن استفاده می‌شده است. یازده درصد انسانها فاقد این ماهیچه هستند.

 

9-مو: درحالی که ابروها از ریزش عرق جلوگیری می‌کنند و یا اینکه موی صورت مردان ممکن است برای زنان جذاب باشد اکثر موهای بدن انسان هیچ کار خاصی انجام نمی‌دهند.

 

10-بلند کننده موی بدن: حیوانات با استفاده از این ماهیچه موهای خود را به منظور بیشتر گرم شدن یا ترساندن حیوانات دیگر پف می‌کنند. با کمک همین ماهیچه است که مو بر تن ما سیخ می‌شود!


11-
ماهیچه پالانتاریس: این ماهیچه پا به میمون‌ها کمک می‌کند تا بتوانند با پای خود چنگ بزنند. 9 درصد از انسانها فاقد این ماهیچه هستند.


12-
استخوان COCCYX: کنترل کننده دم حیوانات. حیوانات از دم برای تعادل یا ارتباط استفاده می‌کنند. خارج کردن این استخوان از بدن هیچ مشکلی برای سلامتی ایجاد نمی‌کند.

 

13-سیزدهمین دنده: این دنده در گوریل‌ها و شامپانزده‌ها وجود دارد ولی فقط هشت درصد انسانها دارای این دنده اضافی هستند.


+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۲/۰۱/۲۴ساعت   توسط MAJID RAHI  | 

جمشید مشایخی ولیلا حاتمی

مهران مدیری-مهران رجبی-علی دایی


هانیه توسلی


چکامه چمن ماه


ترانه علیدوستی



گلشیفته فراهانی



+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۲/۰۱/۱۹ساعت   توسط MAJID RAHI  | 

درگستره تاریخی لارستان که بنا به اساطیر، گذشته ای به قدمت تبار قوم آریا دارد زبانی رایج است که هنوز مردم با همان کهن واژه های ناب زندگی می کنند و با آن عواطف و احساس خود را بیان می کنند.

بَرَوbarowُ: به زبان فارسی باران گویند.

برونه بهاریbaroneh bahari:  بارانی که خیلی سریع می بارد و تمام می شود.

 بَرونِه تووسّونه baroneh tovessonay: بارانی که یک گوشه از شهر می آید و جایی دیگر نمی آید. لاری ها ضرب المثلی در این رابطه دارند. یک گوش خر اَگِره ویک گوش خر ناگِره

برونه زمستونه baroneh zamestoonah: بارانی که در زمستان به صورت آرام آرام و ممتد می آید.

برونه نم پروارbaroneh nam parvar: بارانی که به صورت نرم وملایم باشد. معمولا در زمستان این نوع بارندگی است.

برونه بی زحمتbaroneh bizahmat: بارانی که همراه با سیل وخرابی نباشد.

برونه خَشbaroneh khash:  بارانی که به موقع وخوب باشد.

برونه سیاهbaroneh siyah: بارانی که که به هنگام باریدن با آلودگی هوا همراع باشد .یا بارانی که موجب خسارت شود.

برونه غُرشتیbaroneh ghoreshti: بارانی که همراه با رعد وبرق ورگبار باشد.

برونه تک تَکُوbaroneh tak takow: بارانی که خیلی کم باشد.

برونه تغرگیbaroneh taghargei: بارانی که همراه با تگرگ باشد.

بَرونه همشهریbaroneh hamshari: این باران در زمستان و معمو لا در همه نقاط نزدیک به هم می آید.

برونه سیم سیمُو baroneh simsimow: به باران های زمستانه که به صورت یکنواخت ومرتب و یواش می بارد می گویند.

برونه چهار چهار ترکیbaroneh char char torki: بارانی که در اواخر زمستان می آید.

برونه بِرِدَه خراب کنbaroneh bereda kharab kon: این باران در ماه اسفند می آید.

برونه انبار شورbaroneh anbarshoor: این باران در فصل بهار و در فرودین ماه می آید.

باد قوسbade qos: باد باران آوری است که از شرق به غرب می وزد.

باد شُمالbade shomal: بادی است که از غرب به شرق می وزد نقل است که برای بارندگی اول این باد می وزد و باد قوس را همراهی می کند.

باد سرحدیbade sarhadi: بادی که از طرف شمال وزیدن میگیرد.

باد دریاییbade daryaei: بادی که از طرف جنوب می آید.

باد کرموچریbade karmochri: بادی که از هر طرف وزیده می شد.

باد گردوbad gerdow: بادی که که به صورت گرد می وزد وبه طرف بالا می رود.

باد اخلbadakhal: این باد در تابستان می وزد که همراه با طوفان است.

باد پایئزیbade paeizi: بادی که در ابتدای فصل پائیز می وزد.

باد بهاریbade bahari: بادی که در فصل بهار می وزد وموجب بیداری درختان می شود.

تش بادtashbad: بادی که معمولا در عصر های تابستان در مناطق گرمسیری به ویژه لار می وزد.

سوُم اوندایdoom onday: باد سردی که در زمستان می وزد.

آووه آمنهaowveh amenah: آبی که در تابستان می آید چون آب از روی علفها عبور کرده است بوی مخصوص می دهد.

آووه نیسانیaowveh nisani: بارانی است که۴۰ روز بعد از نوروز  می آید.

برو تَرکّ اوژ واکهbarow tak ozh vakeh: باران دیگر نمی آید.

پِریشperish: باران های با شدت زیاد گویند.

بادپِریشbad perish: باران با شدت زیاد همراه با باد باشد .

چُوک اَزِتوchok azetay: این اصطلاح برای تابستان استفاده می شود و آن ابری است که در شمال شرقی دیده می شود و هوا نمناک است واحتمال بارندگی در عصر همان روز بسیار است.

 ابر اقبله ابُردایabr aqeblah aborday: ابر ها به طرف قبله که در ضلع جنوب غربی لار می باشد در حرکت هستند.

ابر بهاریabre bahari: ابر هایی که در فصل بهار ظاهر می شوند و سریع می آیندو می روند.

قبله سنگی اُشکِهqebla sangei oshkeh: ابر های سیاه وقتی که تراکم ابر ها در ضلع جنوب غربی لار زیادمی شود و احتمال بارندگی زیاد است.

شَتی کَشیshatikashei: زمانی که خورشید به پشت ابرها می رود وسایه گسترده می شود.

برق و غُرشّتbarq o ghoresht : لاری ها به جای رعد وبرق این اصطلاح می گویند.

پِزابpezab: به آبهای دامنه کوه ودشت که سرازیر رودخانه می شوند.

شُوخُوshokhow: حباب های کوچک که هنگام بارندگی ایجاد می شود.وسریع هم از بین می رود.

ابر نو وکهنه اَکردایabr now va konah akerday: تغیرات در ابر ها که به وجود می آید.

شیره ابرshirah abr: ابر های شیری رنگی را گویند که در ابتدای بارندگی پدیدار می شوند.

 چُلک اوژبسّهcholak ozhbasseh:  موقعی که تمام آسمان ابر گرفته است. هوا گرم می باشد.

هوا سنگییهhava sangieyh: هوا هنوز تغییر نکرده و بارن همچنان ادامه دارد.

روی رودخانش باroye roodkhanah ozh ba: زمانی که رعد وبرق سمت قلعه اژ دها پیکر می باشد احتمال رودخانه آمدن زیاد می باشد. چرا که رودخانه فصلی و  اصلی شهر پشت قلعه می باشد.

شَلاخُوshalakhow: بعد از بارندگی زمین ها و جا هایی که گل آلود می شود.

ابریا اُژ بوabria ozhbow:  ابر ها رفتند.

ابر بَرو کردهabeh barrow kerdah: ابر هایی که از آن بارندگی حاصل نمی شود و قبلا در جایی بارندگی صورت گرفته است.

تا بیخ نیا برو نی اُ ندهtabigh niya barrow niondeh: اصطلاحی است. منظور این است تا رودخانه نیاید انگار باران نیامده.

بیخه کلّه کلّه یا بیخه سنگیbikheh kallah kallah: رودخانه ها ی پر آب گویند.

بیخه شُر شُروbikheh shor shorow: رودخانه های که آب کم داشته باشد.

بیخ اژبسّهbigheh ozhbesseh: آبی که در شروع رودخانه می آید.

شیر بچ اندایshir bech aneday: همزمان با بارش باران هوا هم آفتابی باشد.

ِنزواnezva: لاری ها به مه نزوا می گویند.

قوس وقزحqoso qazah: رنگین کمان که نشانه ی اتمام بارندگی است.

مور فلیmoore fali: بعد از اتمام بارندگی مور های بالداری پیدا می شوند.


لارستان کهن


+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۲/۰۱/۱۹ساعت   توسط MAJID RAHI  | 

/**/

ф = 1.618

 

در قرن 12، لئوناردو فيبوناچي (leonardo fibonacci) دنباله ي مشهور خود را معرفي نمود. جمله ي بعدي برابر مجموع دو جمله ي قبلي خود مي باشد.

0, 1, 1, 2, 3, 5, 8, 13, 21, 34, 55, 89, 144, . . .

عدد في از دنباله ي فيبوناچي مشتق شده است، تصاعد مشهوري كه شهرتش تنها به اين دليل نيست كه هرجمله با مجموع دو جمله ي پيشين خود برابري مي كند. بلكه به اين دليل است كه خارج قسمت هر دو جمله ي كنار هم خاصيت حيرت انگيز، نزديكي به عدد 1.618 را دارد.

نكته ي جالب اين است كه عدد في با عدد پنج نسبت جالبي دارد كه در زير مشاهده مي كنيد:

5.+5.*5.^5 = phi

 در زير مقداري از اين عدد نا متناهي را مي بينيد:

1.61803398874989484 8204586834365638 1177203091798057 6286213544862270 526046281890
2449707207204189391 1374847540880753 8689175212663386 2223536931793180 06076672635
4433389086595939582 9056383226613199 2829026788067520 8766892501711696 20703222104
3216269548626296313 6144381497587012 2034080588795445 4749246185695364 86444924104
4320771344947049565 8467885098743394 4221254487706647 8091588460749988 71240076521
7057517978834166256 2494075890697040 0028121042762177 1117778053153171 41011704666
5991466979873176135 6006708748071013 1795236894275219 4843530567830022 87856997829
7783478458782289110 9762500302696156 1700250464338243 7764861028383126 83303724292
6752631165339247316 7111211588186385 1331620384005222 1657912866752946 54906811317
1599343235973494985 0904094762132229 8101726107059611 6456299098162905 55208524790
3524060201727997471 7534277759277862 5619432082750513 1218156285512224 80939471234
1451702237358057727 8616008688382952 3045926478780178 89921 9902707769038953219 68 1
9861514378031499741 1069260886742962 2675756052317277 7520353613936210 76738937645
5606060592165894667 5955190040055590 8950229530942312 4823552122124154 44006470340
5657347976639723949 4994658457887303 9623090375033993 8562102423690251 38680414577
9956981224457471780 3417312645322041 6397232134044449 4873023154176768 93752103068
7378803441700939544 0962795589867872 3209512426893557 3097045095956844 01755519881
9218020640529055189 3494759260073485 2282101088194644 5442223188913192 94689622002
3014437702699230078 0308526118075451 9288770502109684 2493627135925187 60777884665
8361502389134933331 2231053392321362 4319263728910670 5033992822652635 56209029798
6424727597725655086 1548754357482647 1814145127000602 3890162077732244 99435308899
9095016803281121943 2048196438767586 3314798571911397 8153978074761507 72211750826
9458639320456520989 6985556781410696 8372884058746103 3781054443909436 83583581381

....

 حيوانات، گياهان و حتي انسان ها همگي با دقتي بسيار بالا وجوهي از ضرايب في به يك مي باشند. دانشمندان قديم  1.618 را نسبت الهي عنوان كرده اند. براي آشنايي بيشتر با اين نسبت به چند نمونه ي زير توجه كنيد:

در يك كندوي عسل هميشه تعداد زنبورهاي ماده از نرها بيشتر است. حال اگر تعداد زنبورهاي ماده را به نر تقسيم كنيم در هر كندويي در هر گوشه ي دنيا يك عدد ثابت بدست مي آيد. كه همان في است.

نسبت قطر مارپيچ هاي حلزون نيز نسبت 1.618 به يك را دارد

 

 

تخمه هاي آفتابگردان به شكل مارپيچ هايي روبروي هم رشد مي كنند. نسبت قطر هر دايره به دايره بعدي 1.618 مي باشد.

 

داوينچي اولين كسي بود كه نسبت دقيق استخوان هاي انسان را اندازه گيري نمود و ثابت كرد كه اين تناسبات با ضريب عدد في هستند.

فاصله سر تا زمين را تقسيم بر فاصله ي شكم تا زمين نماييد. عدد حاصله 1.618 مي باشد.

فاصله شانه ها تا نوك انگشت تقسيم بر فاصله آرنج تا نوك انگشت هم بيانگر عدد في مي باشد.

نمونه هاي ديگر:

باسن تا زمين تقسيم بر زانو تا زمين

مفاصل انگشتان... تقسيمات ستون فقرات و ...  

همان طور كه مي دانيد dna زنجيره ي حياتي هر موجودي است كه در آن كليه اطلاعات آن موجود بصورت كد و زنجيروار قرار دارد. dna 34 آنگستروم طول و 21 آنگستروم پهنا دارد.

 و 34 و 21 جزو اعداد سري فيبوناچي هستند و تقسيم آنها بر يكديگر عدد 1.61904 را نشان مي دهد كه كاملا نزديك 1.6180339 مي باشد.

ذره اي كوچك از نظم بزرگ هستي ما.


 

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۲/۰۱/۱۷ساعت   توسط MAJID RAHI  |