درگستره تاریخی لارستان که بنا به اساطیر، گذشته ای به قدمت تبار قوم آریا دارد زبانی رایج است که هنوز مردم با همان کهن واژه های ناب زندگی می کنند و با آن عواطف و احساس خود را بیان می کنند.
بَرَوbarowُ: به زبان فارسی باران گویند.
برونه بهاریbaroneh bahari: بارانی که خیلی سریع می بارد و تمام می شود.
بَرونِه تووسّونه baroneh tovessonay: بارانی که یک گوشه از شهر می آید و جایی دیگر نمی آید. لاری ها ضرب المثلی در این رابطه دارند. یک گوش خر اَگِره ویک گوش خر ناگِره
برونه زمستونه baroneh zamestoonah: بارانی که در زمستان به صورت آرام آرام و ممتد می آید.
برونه نم پروارbaroneh nam parvar: بارانی که به صورت نرم وملایم باشد. معمولا در زمستان این نوع بارندگی است.
برونه بی زحمتbaroneh bizahmat: بارانی که همراه با سیل وخرابی نباشد.
برونه خَشbaroneh khash: بارانی که به موقع وخوب باشد.
برونه سیاهbaroneh siyah: بارانی که که به هنگام باریدن با آلودگی هوا همراع باشد .یا بارانی که موجب خسارت شود.
برونه غُرشتیbaroneh ghoreshti: بارانی که همراه با رعد وبرق ورگبار باشد.
برونه تک تَکُوbaroneh tak takow: بارانی که خیلی کم باشد.
برونه تغرگیbaroneh taghargei: بارانی که همراه با تگرگ باشد.
بَرونه همشهریbaroneh hamshari: این باران در زمستان و معمو لا در همه نقاط نزدیک به هم می آید.
برونه سیم سیمُو baroneh simsimow: به باران های زمستانه که به صورت یکنواخت ومرتب و یواش می بارد می گویند.
برونه چهار چهار ترکیbaroneh char char torki: بارانی که در اواخر زمستان می آید.
برونه بِرِدَه خراب کنbaroneh bereda kharab kon: این باران در ماه اسفند می آید.
برونه انبار شورbaroneh anbarshoor: این باران در فصل بهار و در فرودین ماه می آید.
باد قوسbade qos: باد باران آوری است که از شرق به غرب می وزد.
باد شُمالbade shomal: بادی است که از غرب به شرق می وزد نقل است که برای بارندگی اول این باد می وزد و باد قوس را همراهی می کند.
باد سرحدیbade sarhadi: بادی که از طرف شمال وزیدن میگیرد.
باد دریاییbade daryaei: بادی که از طرف جنوب می آید.
باد کرموچریbade karmochri: بادی که از هر طرف وزیده می شد.
باد گردوbad gerdow: بادی که که به صورت گرد می وزد وبه طرف بالا می رود.
باد اخلbadakhal: این باد در تابستان می وزد که همراه با طوفان است.
باد پایئزیbade paeizi: بادی که در ابتدای فصل پائیز می وزد.
باد بهاریbade bahari: بادی که در فصل بهار می وزد وموجب بیداری درختان می شود.
تش بادtashbad: بادی که معمولا در عصر های تابستان در مناطق گرمسیری به ویژه لار می وزد.
سوُم اوندایdoom onday: باد سردی که در زمستان می وزد.
آووه آمنهaowveh amenah: آبی که در تابستان می آید چون آب از روی علفها عبور کرده است بوی مخصوص می دهد.
آووه نیسانیaowveh nisani: بارانی است که۴۰ روز بعد از نوروز می آید.
برو تَرکّ اوژ واکهbarow tak ozh vakeh: باران دیگر نمی آید.
پِریشperish: باران های با شدت زیاد گویند.
بادپِریشbad perish: باران با شدت زیاد همراه با باد باشد .
چُوک اَزِتوchok azetay: این اصطلاح برای تابستان استفاده می شود و آن ابری است که در شمال شرقی دیده می شود و هوا نمناک است واحتمال بارندگی در عصر همان روز بسیار است.
ابر اقبله ابُردایabr aqeblah aborday: ابر ها به طرف قبله که در ضلع جنوب غربی لار می باشد در حرکت هستند.
ابر بهاریabre bahari: ابر هایی که در فصل بهار ظاهر می شوند و سریع می آیندو می روند.
قبله سنگی اُشکِهqebla sangei oshkeh: ابر های سیاه وقتی که تراکم ابر ها در ضلع جنوب غربی لار زیادمی شود و احتمال بارندگی زیاد است.
شَتی کَشیshatikashei: زمانی که خورشید به پشت ابرها می رود وسایه گسترده می شود.
برق و غُرشّتbarq o ghoresht : لاری ها به جای رعد وبرق این اصطلاح می گویند.
پِزابpezab: به آبهای دامنه کوه ودشت که سرازیر رودخانه می شوند.
شُوخُوshokhow: حباب های کوچک که هنگام بارندگی ایجاد می شود.وسریع هم از بین می رود.
ابر نو وکهنه اَکردایabr now va konah akerday: تغیرات در ابر ها که به وجود می آید.
شیره ابرshirah abr: ابر های شیری رنگی را گویند که در ابتدای بارندگی پدیدار می شوند.
چُلک اوژبسّهcholak ozhbasseh: موقعی که تمام آسمان ابر گرفته است. هوا گرم می باشد.
هوا سنگییهhava sangieyh: هوا هنوز تغییر نکرده و بارن همچنان ادامه دارد.
روی رودخانش باroye roodkhanah ozh ba: زمانی که رعد وبرق سمت قلعه اژ دها پیکر می باشد احتمال رودخانه آمدن زیاد می باشد. چرا که رودخانه فصلی و اصلی شهر پشت قلعه می باشد.
شَلاخُوshalakhow: بعد از بارندگی زمین ها و جا هایی که گل آلود می شود.
ابریا اُژ بوabria ozhbow: ابر ها رفتند.
ابر بَرو کردهabeh barrow kerdah: ابر هایی که از آن بارندگی حاصل نمی شود و قبلا در جایی بارندگی صورت گرفته است.
تا بیخ نیا برو نی اُ ندهtabigh niya barrow niondeh: اصطلاحی است. منظور این است تا رودخانه نیاید انگار باران نیامده.
بیخه کلّه کلّه یا بیخه سنگیbikheh kallah kallah: رودخانه ها ی پر آب گویند.
بیخه شُر شُروbikheh shor shorow: رودخانه های که آب کم داشته باشد.
بیخ اژبسّهbigheh ozhbesseh: آبی که در شروع رودخانه می آید.
شیر بچ اندایshir bech aneday: همزمان با بارش باران هوا هم آفتابی باشد.
ِنزواnezva: لاری ها به مه نزوا می گویند.
قوس وقزحqoso qazah: رنگین کمان که نشانه ی اتمام بارندگی است.
مور فلیmoore fali: بعد از اتمام بارندگی مور های بالداری پیدا می شوند.
لارستان کهن