اصطلاحاتي پيرامون چشم
چَش گَپ: كسي كه به
سهم خود راضي نيست .
زيادهخواه، به معني شخص باسخاوت نيز به كار برده ميشود.
*****
چَش گُشاد: كسي كه
چشمان درشت دارد .
كنايه از فردي است كه به كم قانع نيست.
*****
چَش شور: كسي كه به ديگران چشم زخم وارد ميكند.
*****
چَش خروس: كسي كه چشمهايش مثل چشم خروس است.
*****
چش تَنگ: كسي كه چشمش تنگ است.
*****
چَش كاچو: كسي كه چشمش لوچ است.
*****
چَش لوشْت: كسي كه بدون رودروايسي، چشمش دنبال چيزهاي ديگران است. پررو.
*****
چش فِراغ: كسي كه چشمهايش فراخ و گشاد است.
*****
چش پَهن: كسي كه براي انجام كاري به جايي برود و دير از آنجا بيرون آید.
*****
چش لِمِزي: كسي كه چشمش ريز و مژههاي بور دارد.
*****
چش چَشو: با حسرت و زيرچشمي نگاه كردن.
*****
چش خَرو: كسي كه چشمانش خيلي گشاد است.
*****
چش ایز: كسي كه چشمش ناپاك است – مرد چشمچران.
*****
چش سَفيد: صفتي كه بيشتر در مورد دختران پررو به كار برده ميشود.
لارستان کهن-« میلادلارستان»